تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
سخت مىطلبيد ، و بعد از ان ديدم كه او را از من محبوس گردانيدند [ 1 ] . چون وى اين حكايت خواب بگفت ، أصحاب گفتند : خير باشد ، إن شاء اللّه ، و هيچ نگفتند . آنگه طفيل گفت : من خود تعبير خواب خود بگفتم [ 2 ] . گفتند : آن چيست ؟ گفتا : اوّل در اين جنگ آيم و آنچه ديدم كه سر مرا مىتراشيدند ، آنست كه مرا [ 3 ] سر فرو خواهم نهاد ، و آنچه ديدم كه مرغى از دهان من برآمد و بپريد ، آن روح من بود كه به زودى از من برآيد ، و آن زن كه ديدم كه مرا در كنار خود گرفت و بعد از ان مرا بسوأت خود در برد ، آن گور بود كه مرا در خود گيرد و پس مرا بلحد فرو برد ، و پسر خود كه ديدم كه مرا سخت همى طلبيد ، آنست كه ، چون مرا بكشند ، او را نيز خواهد كه كافران وى را بكشند ، تا وى نيز شهيد شود ، لكن وى در حال شهيد نشود . چون طفيل اين حكايت بكرد ، اوّل كه لشكر اسلام [ به يمامه ] رفتند و مصاف با أهل ردّه پيوستند ، طفيل شهيد شد . و بعد از وى پسرش زمانى جنگ همى كرد و زخمى بسيار بر وى آمد ، لكن بقتل نيامد ، تا بعد از ان ، در زمان عمر ، رضى اللّه عنه ، عام يرموك [ 4 ] بود كه وى نيز شهيد شد .

حكايت أعشى [ بنى ] قيس بن ثعلبه

ابن هشام روايت كند كه : أعشى بنى [ 5 ] قيس بن ثعلبه از قبيلهء خود برخاست و به قصد اسلام بيرون آمد و قصيده‌اى در مدح پيغمبر ، عليه السّلام ، إنشا كرد تا ، چون به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، رسد ، آن قصيده بخواند . چون بنزديك
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : گردانيد ، و از ساير نسخ متابعت شد . [ ( 2 - ) ] روا : بكنم . ايا : كنم . [ ( 3 - ) ] ايا : كه من . [ ( 4 - ) ] در اصل : عام اول ، و از متن عربى ج 2 ص 25 متابعت شد . [ ( 5 - ) ] در اصل : بن