قرآن [ بلند ] [ 1 ] برخواند ؟ عبد اللّه [ بن ] مسعود ، رضى اللّه عنه ، گفت : من بروم . صحابه او را گفتند : تو مردى ضعيفى [ 2 ] و نه نيز قبيله و عشيرهاى دارى و ترسيم كه قريش ترا برنجانند . عبد اللّه [ بن ] مسعود گفت : باكى نباشد ، پس بگذاشت تا چاشتگاه [ 3 ] گرم شد و مهتران قوم قريش جمله در مقام إبراهيم جمع آمدند . عبد اللّه [ بن ] مسعود برخاست و برفت و آواز برداشت و سورت الرّحمن آغاز كرد و گفت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . الرَّحْمنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ . عَلَّمَهُ الْبَيانَ . [ 4 ]
همچنين آواز برداشته بود و سورت مىخواند و مهتران قريش با يك ديگر مىنگرستند و گفتند : [ ابن ] امّ عبد [ 5 ] چه مىگويد ؟ يعنى عبد اللّه [ بن ] مسعود . گفتند : قرآن مىخواند كه محمّد بياورده است ، آنگه ايشان برخاستند و در عبد اللّه آويختند [ 6 ] و او را مىزدند و عبد اللّه همچنان به آواز مىخواند [ 7 ] تا سورت الرّحمن تمام بخواند .
زهرى ، رحمة اللّه عليه ، گويد : شبى أبو سفيان بن حرب و ، أبو جهل بن هشام و ، أخنس بن شريق الثّقفى از خانهاى [ خود ] بدر آمدند تا استماع قرآن از سيّد ، عليه السّلام ، كنند . [ و پيغامبر ] در خانهء خود نماز كردى و قرآن در نماز به آواز بلند برخواندى . پس ايشان هر يكى [ 8 ] بگوشهاى بيستادند و استماع قرآن از سيّد ، عليه السّلام ، همى كردند تا صبح برآمد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] روا : + و نحيفى .
[ ( 3 - ) ] روا : چاشتى .
[ ( 4 - ) ] الرحمن ، 1 تا 5 .
[ ( 5 - ) ] در جميع نسخ فارسى : ام عبد ، و بر طبق متن عربى ج 1 ص 336 ضبط شد .
[ ( 6 - ) ] روا : افتادند .
[ ( 7 - ) ] روا : آواز برداشته بود و مىخواند .
[ ( 8 - ) ] روا : هر سه برفتند و هر يكى .