الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ . فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ . عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ [ 1 ]
.
پس چون اين جماعت [ 2 ] كه با وليد بن المغيره پذيرهء قافلهء حاجّ باز رفتند و اين تصنيفها كه در حقّ سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، اتّفاق كرده بودند بگفتند ، قافلهء حاجّ سخن ايشان نشنيدند [ 3 ] و چون به مكّه آمدند [ 4 ] ، بمجلس وى [ 5 ] شدند و سخن وى بشنيدند و تعظيم وى بنمودند و دوستى و هواى وى در دل گرفتند و بدانستند كه قريش اين سخن كه گفته بودند ، همه دروغ بود و از سر حسد [ 6 ] مىگفتند . و چون حجّ كرده بودند ، به امر [ 7 ] سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، از مكّه بيرون آمدند [ 8 ] ، و چون به وطنهاى خود رفتند [ 9 ] ، همه ذكرهاى سيّد ، عليه السّلام ، باز گفتند و حكايت دعوت پيغمبر ، عليه السّلام ، با مردم باز گفتند ، چنان كه در ن سال آوازهء پيغمبر ، عليه السّلام ، در جمله ولايت عرب منتشر شد و ذكر وى مستفيض گشت و مردم اطراف جمله از ان سخن گفتند ، و قريش * باز شنيدند و ديگر مىديدند كه كار پيغمبر ، عليه السّلام ، روز بروز [ 10 ] در ترقّى و مزيدست و ايشان [ را ] از ان زيادت غصّه مىگرفت [ 11 ] و عداوت پيغمبر ، عليه السّلام ، بيشتر در دل مىنهادند [ 12 ] و پيوسته تدبيرهاى
هامش
[ ( 1 - ) ] حجر ، 91 تا 93 .
[ ( 2 - ) ] روا : + از قريش .
[ ( 3 - ) ] روا : قبول نكردند . ايا و ط و پا : نپذيرفتند .
[ ( 4 - ) ] روا : در مكه شدند .
[ ( 5 - ) ] روا و ايا : + حاضر .
[ ( 6 - ) ] روا : عداوت .
[ ( 7 - ) ] ايا و پا : بفرمان .
[ ( 8 - ) ] روا : شدند .
[ ( 9 - ) ] روا : رسيدند . ايا و ط و پا : باز رفتند .
[ ( 10 - ) ] روا : كه سيد صلوات اللّه عليه در كار خدا روز بروز .
[ ( 11 - ) ] روا و ايا : مىشد .
[ ( 12 - ) ] روا و ايا : مىگرفتند .