[ باب هفتم ] در شير خوردن [ 1 ] پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام و التّحيّة
محمّد [ بن ] إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
چون سيّد ، عليه السّلام ، از مادر به وجود * آمد ، از بهر وى دايه طلب كردند . و قاعدهء أهل مكّه [ 2 ] آن بود كه فرزندان بدايگان شير دادندى [ 3 ] ، و ايشان را برگرفتندى و به أحياى عرب [ 4 ] بردندى و شير دادندى و در خانهء دايگان پروردندى ، از بهر آنكه هواى بيرون مكّه موافقتر بودى ، على الخصوص اطفال را . پس زنان قبيلهء بيرون مكّه از بنى سعد بيامدند و از بهر دايگى شيرخواره [ 5 ] طلب كردندى ، و بيشتر شيرخوارهاى را [ 6 ] برگرفتندى كه او را پدر بودى ، تا [ 7 ] ايشان را تيمار داشت كردندى . پس ببر [ 8 ] زنان بنى سعد در مكّه بگرديدند و بخانهء توانگران رفتند و شيرخوارهء ايشان برگرفتند . و حليمه كه دايهء پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، بود حكايت كرد كه : من از دنبالهء زنان قبيله به مكّه رسيدم و من از آن جهت دير برسيدم كه مركوبى داشتم ضعيف سخت و با ايشان نمىتوانست رفت . چون به مكّه آمدم ، زنان قبيله ، هر يكى از ايشان هر جا كه شيرخوارهاى بود از ان توانگران كه پدر و مادر
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و ط و پا : رضاع .
[ ( 2 - ) ] روا : عرب .
[ ( 3 - ) ] روا و پا : بدايگان سپردندى . ط : عرب دادندى .
[ ( 4 - ) ] روا و پا : حىهاى عرب .
[ ( 5 - ) ] روا : رضعاء . ايا و ط : رضاع .
[ ( 6 - ) ] ايا : رضيعى را كه .
[ ( 7 - ) ] روا و پا : تا زيادت .
[ ( 8 - ) ] كذا . روا و پا : پس زنان .