علاوه برين ، كتاب مغازى يونس بن بكير را نيز در دست داشته است و چند بار به زيادات المغازى يونس بن بكير اشاره مىكند [ 1 ] .
همچنانكه ابن عبد البرّ در كتاب استيعاب به گفتههاى ابن اسحاق استناد جسته ، ابن حجر نيز در كتاب خود به نام الإصابه فى تمييز الصّحابه در تشخيص و شرح حال صحابه از روايات ابن اسحاق استفاده كرده است [ 2 ] .
مسلما بسيارى از اخبارى كه در منابع متعدد فوق وجود دارد تكرارى است ، ولى وجود همين منابع كه در طول زمان در علوم مختلفه تأليف و تصنيف شده است ، دليل است بر آنكه تا چه حد دامنهء معلومات و شهرت و اعتبار ابن اسحاق وسعت داشته و چرا او را « مدار » حديث رسول اللّه صلعم و « امير المؤمنين » در علم مغازى خواندهاند و علماى مغازى را جيره خوار او بشمار آوردهاند . با وجود اين مراتب ، از همان أوان جوانى محمد بن اسحاق در معرض اتّهام و شماتت واقع شده است و براى كاستن اعتبارش گاهى وى را قدرى مذهب و گاهى متمايل به تشيّع معرفى كردهاند
[ 3 ] .
محمد بن اسحاق و آثار اماميّه
محمد بن اسحاق كه به أقرب احتمال در حوالى 85 هجرى تولد يافته ، زمان حضرت سجّاد على بن الحسين عليهما السلام ( متوفى در 94 بنابر قول مشهور ) را
هامش
[ ( 1 - ) ] رجوع شود به ص 55 ( نه ) همين مقدمه راجع به زيادات المغازى .
[ ( 2 - ) ] در كتابهائى مانند معجم ما استعجم تأليف البكرى و معجم البلدان ياقوت نيز به محمد بن اسحاق استناد شده و چون مأخذ بيشتر آنها سيرهء ابن هشام است و فهرست آنها بطور كامل تهيه شده در اينجا از وصف آن كتابها صرف نظر شد .
[ ( 3 - ) ] رجوع شود به تعليقهء شمارهء 2 از صفحهء 6 ( و ) همين مقدمه و خصوصا عيون الاثر تأليف ابن سيد الناس ص 8 تا 17 .