آدم نقل شده [ 1 ] است كه دو خبر آن در سيرهء ابن هشام [ 2 ] آمده و خبر سوم عينا در سيره نيست و حاكى از فتح خيبر است عنوة . دو خبر ديگر نيز از طريق يحيى بن آدم و از قول ابن أبى زائدة نقل شده [ 3 ] كه اين هر دو نيز در سيرهء ابن هشام وجود دارد [ 4 ] .
اثر ديگر معروف بلاذرى كتاب انساب الأشراف است كه هنوز تمام اجزاء آن به طبع نرسيده است . چون غالب محتويات جزء اول اين كتاب [ 5 ] با وقايع زمان رسول اكرم ارتباط دارد ، به كرّات در آن از ابن اسحاق از طريق راويان معروف و غير معروف او نقل قول شده است [ 6 ] .
در جزء دوم اين كتاب كه به نام مجلّد دوم به طبع رسيده [ 7 ] و محتويات آن بيشتر مربوط است به شرح حال و وقايع زندگانى امير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام دو خبر از ابن اسحاق نقل شده [ 8 ] كه هيچ يك با كتاب سيره ارتباطى ندارد . خبر اول مربوط است به معارضهء مروان با على بن الحسين عليهما السلام و ديگرى مربوط است به دعوت امير المؤمنين على عليه السلام از معاويه براى بيعت .
هامش
[ ( 1 - ) ] فتوح البلدان ص 23 ، 25 ، 70 .
[ ( 2 - ) ] سيرة النبويه ج 3 ص 351 و ج 4 ص 241
[ ( 3 - ) ] فتوح البلدان ، ص 18 و 29 .
[ ( 4 - ) ] خبر اول در ضمن صفحات 201 تا 204 سيرة النبويه ج 3 و خبر دوم درج 4 ص 241 آمده است .
[ ( 5 - ) ] انساب الاشراف ، ج 1 به تحقيق پروفسور حميد اللّه ، قاهره ، دار المعارف ، 1959 .
[ ( 6 - ) ] رجوع شود به فهرست اعلام براى يافتن روايات نقل شده از ابن اسحاق . اين روايات با آنچه در سيرهء ابن هشام آمده ( طبع و وستنفلد ) مقايسه و موارد اختلاف ذكر شده است .
[ ( 7 - ) ] انساب الاشراف به تحقيق محمد باقر محمودى ، منشورات اعلمى ، بيروت 1394
[ ( 8 - ) ] همان ج 2 ص 184 و 293 .