تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
مىطلبيد ، و پناه مىجست ، و رحمت مىخواست و مىگفت » « 1 » : اى آنكه دعاى درماندگان در تاريكيها را به اجابت مىرسانى ، اى آنكه زيان و گرفتارى بيماريها را بر طرف مىسازى ميهمانان تو گرداگرد كعبه ، خفته و بيدار مىشوند تا تو را خوانند در حالى كه چشم تو - اى پاينده - به خواب نمىرود - با بخشندگيت فضيلت عفو گناهانم را به من مرحمت فرما ، اى آنكه همه خلايق در حرم امنش تنها به او ( اميدوارند و به او ) اشاره دارند - اگر گنهكاران ، عفو تو را در نيابند ، پس چه كسى نعمت ( رحمت و عفو ) خود را بر آنان بخشايد ؟ ! پدرم ( امير مؤمنان عليه السّلام ) به من فرمود : اى ابا عبد اللّه آيا به اين شخص كه داد از گناهانش دارد و از پروردگارش داد مىطلبد گوش سپردى ؟ « عرض كردم : بله ، شنيدم » « 2 » . فرمود : از پى او برآ ، شايد او را ببينى ، « پس در آن تاريكى شب ، دست ( به اين سو و آن سو ) مىماليدم و در ميان خفتگان مىگشتم ، همين كه بين ركن و مقام رسيدم شخصى ايستاده نمودارم شد ، دقّت كردم ، دريافتم كه به نماز ايستاده است ، گفتم : سلام بر تو اى بندهء خدا كه به گناهان خود اعتراف دارى و در پى گذشت و آمرزش و پناه خداوندى ، تو را به خدا ، فراخوانى پسر عمّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را اجابت كن . با شتاب ، سجده و تشهّد و سلام نماز را به پايان برد و بىآنكه سخنى گويد ، ( برخاست و ) با دست به من اشاره نمود كه پيش بيفت . پيش افتاده و او را خدمت امير مؤمنان عليه السّلام آورده عرض كردم : اين همان مرد است . حضرت عليه السّلام بر او نگريست كه جوانى خوش‌رو و پاكيزه لباس بود » « 3 » ، از او پرسيد : كيستى ؟
هامش
( 1 ) كنت مع علىّ بن أبى طالب عليه السّلام في الطّواف في ليلة ديجوجيّة قليلة النّور ، و قد خلا الطّواف ، و نام الزوّار ، و هدأت العيون ، إذ سمع مستغيثا مستجيرا مترحما بصوت حزين محزون من قلب موجع و هو يقول : ( 2 ) فقلت : نعم ، قد سمعته . ( 3 ) فما زلت أختبط في طخياء الظّلام و أتخلّل بين النيام ، فلمّا صرت بين الرّكن و المقام ، بدا لي شخص
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 888 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى