تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
داشت ، و حمائل شمشيرش را به خود پيچيده بود و ( شما ) مردم گرداگردش حلقه زده بوديد و نزديك‌ترين افراد به او اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و تابعين در كنار آنان بودند ، مردى از ياران او پرسيد : » « 1 » اى امير مؤمنان ! اوصاف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را آنگونه براى ما بازگو كه گويى او را مىبينيم ، زيرا شما ( اوصاف او را بهتر و ) بيشتر از ما به خاطر دارى . حضرت عليه السّلام ( كه نام و ياد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به سختى منقلب كرده بود ) سرش را پايين انداخت و به خاطر ياد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دلش سوخت و در خود فرو رفت و اشكهايش جارى شد ، سپس سر مبارك را بلند كرد و فرمود : بله ( اكنون پاسخ كوتاه و مناسب خود را بشنويد و مرا به حال خود واگذاريد ) ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رنگ رخسارش سفيد آميختهء به سرخى بود ، چشمانى سياه و درشت ، موهايى صاف و نرم و دماغى باريك داشت .
هامش
( 1 ) بينما علىّ عليه السّلام بين أظهركم بالكوفة و هو يحارب معاوية بن أبى سفيان فى صحن مسجدكم هذا ، محتبيا بحمائل سيفه ، و حوله النّاس محدقون به و أقرب النّاس منه اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و التّابعون يلونهم إذ قال له رجل من أصحابه :