تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
انا ليه راجعون آيا شادى و آرايش براى كشتن فرزند دختر پيامبرتان است ؟ ! كشتن او براى شما بس نبود كه او را شورشى نيز مىناميد ؟ ! گفتند : فلانى ! از اين سخنان مگو و خود را نگهدار زيرا امروز كسى از حسين عليه السّلام به نيكى ياد نمىكند مگر كه گردنش را مىزنند . پس گريان و غمگين ساكت شدم ناگاه دروازهء بزرگى ديدم كه از آن پرچم‌ها و طبل‌ها را مىآورند گفتند : سر امام عليه السّلام را از اين در مىآورند همانجا ايستادم هر چه سر را به پيش آوردند شادمانى و سر و صداى آنان بيشتر شد ناگاه سر ( بريدهء ) حسين عليه السّلام را ديدم كه از آن نورى همچون نور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ساطع بود پس ( بىتاب شده ) سيلى بر چهره نواختم و گريبان چاك كردم و گريه و ناله‌ام برخاسته گفتم : آه از اين حزن بر آن بدن‌هاى برهنهء دور از وطن كه بىكفن دفن شدند . آه از اين اندوه بر آن رخسار فرو رفته و ( موى ) سپيد به خون آغشته . اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! اى كاش با چشمان خود سر ( بريدهء ) حسين خود را در دمشق مىديدى كه در بازارها مىگردانند و دخترانت را - با لباس‌هاى پاره - بر ناقه‌ها نمايان ساخته‌اند و بدكاران شرور آنان را مىنگرند . على بن ابى طالب عليه السّلام كجاست كه شما را اين گونه ببيند ؟ ! سپس گريستم و هر كه صدايم را شنيد كه از گريه‌ام گريست و بيشتر مردم بسبب شادمانى زياد و سرگرمى به شادى و صدايى كه داشتند متوجّه من نشدند . در اين هنگام بانوانى را كه بر محمل‌هاى بىزين و پوشش بودند ديدم كه يكى از ايشان مىگفت : آه اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! آه اى على عليه السّلام ! آه اى حسين عليه السّلام ! اى كاش آنچه را از دشمنان مىكشيم مىديديد . اى رسول خدا ! دخترانت اسير گشته‌اند گويى كه برخى اسيران و نصارايند . او با ناله‌اى جانسوز بر شير خوار و بزرگ خود آن آقاى سربريده از قفا و هتك حريم شده و برهنهء بىردا شيون مىكرد : آه از اين اندوه بر آنچه به ما - خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - رسيد ما اين مصائب را به حساب خدا مىگذاريم . پس به پاى محمل چسبيدم و با صداى بلند عرض كردم : السلام عليكم يا آل بيت محمّد و رحمة اللّه و بركاته و شناختم كه او امّ كلثوم دختر على عليه السّلام است . فرمود : اى مردى كه - پس از شهادت برادر و سرورم حسين عليه السّلام - كسى جز تو به ما سلام نكرده است ! تو كيستى ؟ عرض كردم : بانوى من ! من مردى از شهر زورم بنام سهل