سرزنش كوفيان
[ 457 ] - 282 - امام عليه السّلام بر اسب شد و آمد تا مقابل آن سپاه شوم ايستاد و فرمود : « اى كوفيان ! زشتىتان باد و بينوايى ! سختىتان باد و نابودى ! شما سرگشته ما را به فرياد خود طلبيديد و چون آماده آمديم ، شمشير دست ما را بر ما ( آخته ) تيز كرديد ! و آتشى را كه بر دشمنان ما و شما شعلهور بود بر ما افروختيد ! شما بىآن كه از ما گناهى ديده باشيد صبح كرديد ، در حالى كه دشمنى ما را بر آشتى برگزيديد و به عناد ما شتافتيد و به سبب گرايش به فساد ، بيعت ما را رها كرده - از روى نادانى و پيوند با سركشان امّت و بازماندگان احزاب و دورافكنان كتاب خدا - آن را شكستيد ! شما همانانيد كه پيوسته از يارى ما ( خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) سستى كرديد و به كشتن ما پرداختيد . آگاه باشيد ! كه لعنت خدا بر ظالمان باد » « 1 » !
اشعار امام عليه السّلام در روز عاشورا
[ 458 ] - 283 - « منم فرزند على عليه السّلام آن برگزيدهء از آل هاشم كه چون بخواهم فخر كنم ، اين افتخار مرا بس و جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ارجمندترين خلايق و ما ( آل او ) مشعل فروزان حقّ در زمينيم ، و فاطمه عليها السّلام مادرم از سلالهء احمد صلّى اللّه عليه و آله ، و عمويم جعفر آن ناميده به صاحب دو بال است . در ماست كه براستى كتاب خدا نازل شد . و در ماست كه هدايت و وحى به نيكى ياد مىشود .
ماييم كه براى همهء خلايق امان خداييم ، خواه اين را در مردم پنهان كنيم يا آشكار . ما واليان حوض كوثريم كه با پيالهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دوستان خود را بنوشانيم آنچه كه ناشناخته
هامش
( 1 ) يا أهل الكوفة ! قبحا لكم و ترحا ، و بؤسا لكم و تعسا ، استصرختمونا والهين فأتيناكم موجبين ، فشحذتم علينا سيفا كان في أيماننا ، و جئتم علينا نارا نحن أضرمناها على عدوّكم و عدوّنا ، فأصبحتم و قد آثرتم العداوة على الصّلح من غير ذنب كان منّا إليكم ، و قد أسرعتم إلينا بالعناد ، و تركتم بيعتنا رغبة في الفساد ، ثمّ نقضتموها سفها و ضلّة لطواغيت الأمّة و بقيّة الأحزاب و نبذة الكتاب ، ثمّ أنتم هؤلاء تتخاذلون عنّا و تقتلونا ، ألا ! لعنة اللّه على الظّالمين .