پاس دارد » « 1 » ؟
يارى جنّيان از امام عليه السّلام
[ 437 ] - 262 - در كربلا گروههايى از جنّيان براى يارى امام عليه السّلام آمده ، عرض كردند : ما ياوران توايم هر چه خواهى فرمانمان ده كه اگر بفرمايى همه دشمنانت را مىكشيم . امام عليه السّلام براى آنان پاداش نيك از خدا خواست و فرمود : « من از گفتار جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سر نمىتابم كه فرمود : هر چه زودتر نزد او درآييم . اينك لحظاتى خواب بودم جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديدم كه مرا به سينه چسبانيد و ميان ديدگانم را بوسيد و فرمود » « 2 » :
حسين جان ! خداى عزيز و با جلال مىخواهد تو را كشته و آغشته به خون و خونين محاسن و از قفا سر جدا ببيند و خدا مىخواهد كودكان و بانوان تو را بر جهاز شتران اسير ببيند . « به خدا سوگند پايدار مىمانم تا خدا فرمان خود را براند كه او بهترين حاكمان است » « 3 » .
سخن امام عليه السّلام با زعفر جنّى
[ 438 ] - 263 - از نور الائمه عليه السّلام نقل شده كه : امام چون آهنگ نبرد كرد ، ناگهان غبارى برخاست و از درون آن شخص پرهيبت بر مركبى شگفت نمايان شد ، بر امام عليه السّلام و بر جدّ صلّى اللّه عليه و آله و پدر و مادر عليهما السّلام او سلام داد . امام عليه السّلام پاسخش داده فرمود : « تو كيستى كه در اين احوال دشوار بر مظلوم غريبى سلام مىكنى » « 4 » ؟ عرض كرد : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! من زعفر زاهد ، پادشاه جنّيانم و لشكرم در اين دشت است . پدر شما - آن زمان كه در « بئر العلم » با جنّيان
هامش
( 1 ) أما من مغيث يغيثنا لوجه اللّه ، أما من ذابّ يذبّ عن حرم رسول اللّه .
( 2 ) إنّي لا أخالف قول جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، حيث أمرني بالقدوم عليه عاجلا ، و إنّي الآن قد رقدت ساعة ، فرأيت جدّي رسول اللّه قد ضمّني إلى صدره و قبّل ما بين عينىّ و قال لي :
( 3 ) و إنّي و اللّه سأصبر حتّى يحكم اللّه بأمره و هو خير الحاكمين .
( 4 ) من انت و تسلّم فى هذه الحالة على المظلوم الغريب ؟