سازد و پس از من كسى را بر تو بگمارد كه در بسترت بكشد ، به همان سان كه نسل مرا قطع كردى و حرمت پيوند مرا با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نگه نداشتى » « 1 » . سپس با صداى رسا تلاوت فرمود : حقّا كه خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر عالميان برگزيد ، ذرّيهاى كه برخى از نسل برخى ديگرند و خدا شنوا و داناست . « 2 »
پس على اكبر عليه السّلام بر آنان يورش برد و اين رجز مىخواند :
منم على فرزند حسين عليه السّلام فرزند على عليه السّلام كه ما - سوگند به خانه خدا - به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سزاوارتريم . به خدا سوگند هيچ ناپاك سرشتى در ما ( خاندان نور و نبوّت ) حكم نراند . با اين نيزه آن قدر بر شما ( ناكسان ) زخم افكنم تا كج شود . در حمايت پدرم با اين شمشير - چونان ضربت نوجوان هاشمى علوى - شما را سخت درهم كوبم .
پس آنچنان ( دلاورانه ) با كوفيان جنگيد كه از بسيارى كشتگان به ضجّه افتادند ! او با تشنگى كه داشت صد و بيست نفر را كشت سپس در حالى كه زخمهاى بسيار برداشته بود به سوى پدر برگشت و گفت : پدر جان ! تشنگيم كشت و سنگينى سلاح توانم را برد آيا آبى هست تا بر دشمنان نيرو گيرم ؟
امام عليه السّلام گريست و فرمود : « فرزندم ! بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و بر على عليه السّلام و بر پدرت گران است كه ايشان را بخوانى و پاسخت ندهند و دادشان طلبى و فريادت نرسند . فرزندم ! زبانت را پيش آر » « 3 » . پس آن را مكيد و انگشتر خود را به او سپرد و فرمود : ( اين انگشتر را در دهانت بگذار و به نبرد دشمن برگرد كه به زودى جدّت با جامى سرشار از نوشيدنى - كه پس از آن هرگز
هامش
( 1 ) مالك ؟ قطع اللّه رحمك ! و لا بارك لك في أمرك ، و سلّط عليك من يذبحك على فراشك كما قطعت رحمي و لم تحفظ قرابتي من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .
( 2 )إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. آل عمران : 33 - 34 .
( 3 ) يا بنيّ عزّ على محمّد و على عليّ و على أبيك عليه السّلام ، أن تدعوهم فلا يجيبونك ، و تستغيث بهم فلا يغيثونك ، يا بنىّ هات لسانك .