تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
گريست و صورت بر صورت او نهاد او چشمان خود را گشود و نگاهش به امام عليه السّلام افتاد تبسّمى كرد و جان به جان آفرين تسليم كرد .

فرزند شهيد

[ 415 ] - 240 - سپس جوانى كه پدرش در ميدان به شهادت رسيد و مادرش با او بود آماده شد . مادر به او گفت : فرزندم ! برو و در پيش روى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن قدر پيكار كن تا به شهادت رسى ! فرزند آهنگ ميدان كرد ، امام عليه السّلام فرمود : « اين جوانى است كه پدرش به شهادت رسيده . شايد مادر او نخواهد كه به ميدان رود . » « 1 » جوان عرض كرد : مادرم فرمان داد تا ( در يارى تو ) بجنگم . به ميدان رفته اين رجز مىخواند : سالارم حسين عليه السّلام است و چه نيك سالارى است ! كه شادى دل پيامبر مژده ده و بيم ده است . پدر و مادر او على و فاطمه عليها السّلام است آيا ايشان را همانندى سراغ داريد ؟ ! و قهرمانانه جنگيد تا كشته شد سر او را بريده به لشكرگاه امام عليه السّلام افكندند مادر سر پسر را گرفت و گفت : آفرين بر تو اى فرزندم ! اى شادى دلم ! اى نور ديده‌ام ! سپس با خشم تمام ، آن را به دشمنان افكنده يك نفر را كشت و ستون خيمه را گرفته بر ايشان بتاخت و اين رجز مىخواند . من در زنان اگر چه سالخورده‌اى ناتوان و دست تهى و فرسوده و لاغرم ، امّا در دفاع از حريم فرزندان فاطمهء بزرگوار ، شما تبهكاران را به سختى مىكوبم ! دو تن را كشت و امام عليه السّلام فرمود : كه برگردد و او را دعا كرد . و در روايتى آمده كه : ( چون جوانش آهنگ ميدان كرد ) امام عليه السّلام فرمود : « اى جوان ! پدرت كشته شد . چنانچه تو نيز كشته شوى مادرت در اين بيابان به چه كسى پناه برد ؟ ! » « 2 » او خواست كه برگردد ، مادرش آمد و گفت : فرزندم ! آيا سلامتى خود را بر يارى فرزند دخت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مقدّم مىدارى ؟ ! در اين صورت هرگز از تو راضى نشوم . . .
هامش
( 1 ) هذا شابّ قتل أبوه و لعلّ امّه تكره خروجه . ( 2 ) يا فتى قتل ابوك و لو قتلت فإلى من تلجأ امّك فى هذا القفر ؟ .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 511 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى