افكنديد و آنگاه از نابخردى و گمراهى آن را شكستيد ؟ ! پس دور باد ! دور باد ! سركشان اين امّت و بازماندگان احزاب شرك و دورافكنان قرآن و خاموش كنندگان سنت رسول صلّى اللّه عليه و آله و ياران استهزاگران كه قرآن را پاره پاره كنند و شورشيان بر امام و نسبسازان زادههاى زنا ! و چه ( زشت و ) بد است آنچه خود براى خود فرستادند ! كه خدا بر ايشان خشم گرفت و هميشه در عذاب خواهند بود ! آيا اينان را يارى مىكنيد و ما را تنها مىگذاريد ؟ ! آرى به خدا سوگند شما از ديرباز به بىوفايى ( و نيرنگ ) شناخته شدهايد ، اصول شما بر آن روييده و ريشههاى شما با اين پيش بند پوشيده است ! پس براى مراقبان خود پليدترين ميوه و براى ربايندگان خود ناپاكترين لقمهايد ! آگاه باشيد ! كه لعنت خدا بر ستمگرانى كه پيمانها را پس از تأكيدشان مىشكنند با آنكه خدا را بر پيمانهاى خود ضامن گرفتند ! آگاه باشيد ! كه زنازادهء فرزند زنازاده مرا ميان شمشير كشيدن و خوارى ديدن مخيّر كرده است ! و چه دور است آن از من ! چه دور است كه ما ذلت را پذيريم ! خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان و دامنهاى پاك و نياكان پيراسته ما آن را براى ما نپسندند ( آرى ) نخواهند پذيرفت كه پيروى فرومايگان بر قتلگاه بزرگواران گزيده آيد ! بدانيد ! كه من با اين ياران اندك خود و فراوانى دشمن ، با شما پيكار مىكنم ! سپس به اين اشعار تمثل جست : اگر دشمن را بشكنيم ( و بر او پيروز شويم ) از ديرباز شكننده بودهايم و اگر مغلوب شويم باز شكست نخوردهايم كه در خوى ما ترس نيست ( تا از آن بشكنيم ) بلكه اين اجلها و نوبت واپسين ماست ( كه چنان پيش آورده است ) پس اگر پادشاهان ( در دنيا ) جاويد ماندند ما نيز مىمانيم و اگر سروران مردم در آن پايدار ماندند ما نيز مىمانيم » « 1 » !
هامش
( 1 ) تبّا لكم أيّتها الجماعة و ترحا و بؤسا لكم ! حين استصرختمونا ولهين ، فأصرخناكم مؤجفين ، فشحذتم علينا سيفا كان في أيدينا ، و حمّشتم علينا نارا أضرمناها على عدوّكم و عدوّنا ، فأصبحتم