ربايندهء خود ناپاكترين لقمهايد . آگاه باشيد ! كه لعنت خدا بر پيمانشكنانى كه پيمانها را پس از استوار ساختن آنها مىشكنند - و شما خدا را بر پيمان خود ضامن گرفتيد - پس به خدا سوگند شما هم آنانيد آگاه باشيد كه زنازادهء فرزند زنا زاده ميان دو چيز پا فشرده است :
كشتن ما و ذلّت ما ! هيهات كه ما ذلّت را بپذيريم ! خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و نياكان پيراسته و دامنهاى پاك و سرافرازان غيور و دلاوران با رشك آن نمىپذيرند ! ( آرى ) پيروى فرومايگان را بر قتلگاه بزرگواران نگزينند ! آگاه باشيد ! كه من اتمام حجّت كردم و نويدتان دادم با همين آمادگى ناچيز و ياران اندك خود با شما پيكار مىكنم ! سپس اين اشعار را سرود : اگر دشمن را بشكنيم ( و بر او پيروز شويم ) از ديرباز شكننده بودهايم و اگر مغلوب شويم باز شكست نخوردهايم كه در خوى ما ترس نيست ( تا از آن بشكنيم ) بلكه اين اجلها و نوبت واپسين ماست ( كه چنان پيش آورده است ) هان ! كه شما پس از كشتن ما جز به اندازهاى كه پياده سوار اسب شود درنگ نخواهيد كرد مگر آن كه ( آرام آرام ) چرخش آسياب مرگ بر سر شما بازآيد . اين آگاهى و عهدى است كه پدرم از جدم به من سپرده است . پس نيرنگ شريكان خود را گرد آوريد و همه به پيكار من آييد و مهلتم ندهيد ، كه من بر خدا كه پروردگار همه است توكل دارم هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه او پيشانىاش را در دست دارد ، حقّا كه پروردگارم بر راه راست است ( و حساب همه را به عدالت رسد ) .
بار الها ! آسمان را از اينان بازدار و ايشان را قحطىاى همچون قحطى زمان يوسف برانگيز و غلام ثقيف « 1 » را بر آنان چيره ساز تا پيالههاى تلخ مرگ را بر آنان بنوشاند و هيچ يك را واننهد ، هر كشتهاى را كشتهاى و هر ضربتى را ضربتى انتقام گيرد و انتقام من و اولياء و خاندان و پيروانم را از ايشان بستاند اينان ما را فريفتند و دروغ گفتند و تنها گذاردند و تويى پروردگار ما ، بر تو توكل و انابه داريم و به سوى تو بازآييم » « 2 » .
هامش
( 1 ) گويا مراد حضرت عليه السّلام ، مختار بن ابى عبيدة ثقفى باشد .
( 2 ) تبّا لكم أيّتها الجماعة و ترحا ، أ فحين استصرختمونا ولهين متحيّرين فأصرخناكم مؤدّين