تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
شمر گفت : خدا را به ظاهر ( و بىباور ) مىپرستد چنانچه بداند چه مىگويد ؟ حبيب بن مظاهر گفت : به خدا سوگند من تو را مىبينم كه خدا را به هفتاد راه ظاهرى از بىباورى مىپرستى و گواهى مىدهم ؛ تو راست مىگويى كه نمىفهمى حسين عليه السّلام چه مىگويد زيرا خدا بر قلب تو مهر زده است . ديگر بار امام عليه السّلام آنان را مورد خطاب قرار داده فرمود : « اگر در آنچه گفتم شك داريد آيا در اينكه من فرزند دختر پيامبر شمايم نيز شك داريد ؟ به خدا سوگند ميان شرق و غرب عالم فرزند دختر پيامبرى جز من - نه در شما و نه در غير شما - نيست تنها منم كه فرزند دختر پيامبر شمايم . ( واى بر شما ! ) آيا من كسى از شما را كشته‌ام كه خونش را مىخواهيد ؟ ! آيا مالى از شما را تباه كرده‌ام ؟ ! آيا كسى را زخمى كرده‌ام تا قصاص جوييد » « 1 » ؟ ! هيچ كس پاسخ حضرت عليه السّلام را نداد . امام عليه السّلام ندا داد : « اى شبث بن ربعى ، اى هجار بن أبجر ، اى قيس بن أشعث و اى يزيد بن حارث : آيا شما نبوديد كه به من نوشتيد : ميوه‌ها رسيده و باغ‌ها سرسبز و چاه‌ها پرآب است و تو بر سپاهى آراسته درآى ، پس به ما رو كن » « 2 » ؟ ! گفتند : نه ما ننوشته‌ايم ! فرمود : « سبحان اللّه ! چرا به خدا سوگند شما نوشتيد » « 3 » . سپس فرمود : « اى مردم ! اينك كه
هامش
يضرّ به من اختلقه . و إن كذّبتموني فانّ فيكم من إن سألتموه عن ذلك أخبركم ، سلوا جابر بن عبد اللّه الأنصاري ، أو أبا سعيد الخدري ، أو سهل بن سعد السّاعدي ، أو زيد بن ارقم ، أو أنس بن مالك ، يخبروكم أنّهم سمعوا هذه المقالة من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لي و لأخي ، أ فما في هذا حاجز لكم عن سفك دمي ؟ ! ( 1 ) فان كنتم في شكّ من هذا القول ، أ فتشكّون أثرا ما انّي ابن بنت نبيّكم ؟ فو اللّه ما بين المشرق و المغرب ابن بنت نبيّ غيري منكم و لا من غيركم ، انا ابن بنت نبيّكم خاصّة . أخبروني ، أ تطلبوني بقتيل منكم قتلته ؟ أو مال استهلكته ؟ أو بقصاص من جراحة ؟ ( 2 ) يا شبث بن ربعي ، و يا حجّار بن أبجر ، و يا قيس بن الأشعث ، و يا يزيد بن الحارث ، أ لم تكتبوا الىّ : أن قد أينعت الثّمار و اخضرّت الجنّات ، و طمّت الجمام و انّما تقدم على جند لك مجنّد ، فاقبل ؟ ! ( 3 ) سبحان اللّه ! بلى و اللّه لقد فعلتم .