گفتيم : براى آدم سجده كنيد همهء آنچه در زمين است از آن شما ( آدميان ) آفريديم .
و فرمود : در آن وقت كه حسين عليه السّلام و يارانش با لشكر يزيد آزموده شدند - كه ايشان را كشتند و سر بريدهء او را بر نى كردند - امام عليه السّلام به سپاه خود فرمود : « شما از بيعت من رهاييد ( برويد و ) به قبيلهها و دوستان خود بپيونديد » « 1 » . و به خاندان خود فرمود : « شما نيز آزاديد كه از من جدا شويد زيرا تاب اين قوم را - كه شمار و نيروهايشان چند برابر است - نداريد و مقصود اينان جز من نيست مرا با اينان تنها گذاريد كه خداى عزيز و با جلال عنايت خود را از من دريغ ندارد و از توجّه نيك خود همچون گذشتگان پاكيزهء ما رها نكند » « 2 » .
پس سپاه پراكنده شدند ولى خويشان و ياران نزديك نپذيرفتند كه بروند و گفتند : ما از تو جدا نخواهيم شد ( تا ) به ما برسد آن اندوه و مصيبتى كه به تو مىرسد كه نزديكترين حالات ما به خدا زمانى است كه با تو باشيم .
فرمود : « اكنون كه خود را همچون من آمادهء شهادت كردهايد بدانيد كه تنها با تحمّل ناگوارىهاست كه خداوند آن مقامات ارجمند ( بهشتى ) را به بندگان خود بخشد و خداوند اگر چه مرا همچون نياكانم - كه من آخرين بازماندهء ايشان در دنيايم - به كراماتى كه با آن تحمّل ناگواريها آسانم مىشود مختصّ فرموده است ، ولى براى شما نيز پارهاى از كرامات خداوندى باشد .
بدانيد كه شيرينى و تلخى دنيا خواب است و بيدارى در آخرت است رستگار كسى است كه در آخرت رستگار شود و بدبخت كسى است كه در آنجا بيچاره شود . اى اوليا و دوستداران ما كه به ما آويختهايد ! آيا از آغاز امر ما و شما آگاهتان نكنم تا تحمّل در راه باورها آسانتان گردد » « 3 » ؟
هامش
( 1 ) أنتم في حلّ من بيعتي فالحقوا بعشائركم و مواليكم .
( 2 ) قد جعلتكم في حلّ من مفارقتي ، فإنّكم لا تطيقونهم لتضاعف أعدادهم و قواهم ، و ما المقصود غيري فدعوني و القوم . فإنّ اللّه عزّ و جلّ يعينني و لا يخلّيني من حسن نظره كعاداته في أسلافنا الطيّبين .
( 3 ) فإن كنتم قد وطّنتم أنفسكم على ما وطّنت نفسي عليه فاعلموا أنّ اللّه إنّما يهب المنازل الشّريفة