تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
فرمود : « چيست » ؟ « 1 » . عرض كرد : در پاره‌اى از شب براى كارى بيرون آمدم ، صداى هاتفى را شنيدم كه مىگويد : هان ! اى ديده با تلاشى كامل اشكبار شو ، كيست كه پس از من بر شهيدان بگريد ؟ بر آنانى كه اجلها با توانمندى تا پايان كارشان به پيش مىبرد ! امام عليه السّلام فرمود : « خواهرم ! هر چه مقدّر شده است رخ خواهد داد » « 2 » .

زرود

[ 296 ] - 121 - امام عليه السّلام به مقصد ثعلبيّه از منزل خزيميّه رهسپار شد و در راه به « زرود » گذشت نگاهش به خيمهء افراشته‌اى افتاد . پرسيد : از كيست ؟ گفتند : از زهير بن قين - زهير حجّ خود را انجام داده از مكّه راهى كوفه بود - امام عليه السّلام به او پيام فرستاد : « به ديدار من بيا كه با تو سخنى دارم » « 3 » زهير نپذيرفت . همسر زهير - كه همراهش بود - گفت : سبحان اللّه ! فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تو را مىطلبد و تو پاسخ نمىدهى ؟ ! زهير برخاسته خدمت امام عليه السّلام آمد . چيزى نگذشت كه با چهره‌اى گشاده برگشت و دستور داد تا خيمه‌اش را كنده كنار خيمه‌هاى حسين عليه السّلام بپاكنند . او به امام عليه السّلام پيوست . [ 297 ] - 122 - ابو مخنف ، از عبد اللّه بن سليم اسدى و مذرى بن مشمعل اسدى نقل كرده كه گفتند : چون حجّ خود را انجام داديم ما را انديشه‌اى نبود جز آنكه خود را در راه به امام حسين عليه السّلام رسانده ببينيم سرانجام كار او چه خواهد شد . با شتران خود شتابان آمديم تا در زرود او را ديديم . چون به نزديكش رسيديم ناگاه مردى كوفى را ديديم كه چون امام عليه السّلام را ديد راه خود را كج كرد . امام عليه السّلام ايستاد ، گويا مىخواست از او خبرى بگيرد . سپس رها كرد و رفت . و ما به طرف او رفتيم با خود گفتيم نزد اين كوفى برويم تا اگر از كوفه خبرى دارد آگاه شويم به نزد او رسيده سلام كرديم او نيز جواب داد .
هامش
( 1 ) و ما ذلك ؟ ( 2 ) يا أختاه ! المقضيّ هو كائن . ( 3 ) أن القنى اكلّمك .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 385 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى