سپس فرمود : « از مردم پشت سر خود چه خبر دارى » ؟ « 1 » عرض كردم : از كسى كه خوب آگاه است پرسيدى ، دلهاى مردم با تو و شمشيرهايشان بر توست و مقدّرات الهى از آسمان نازل مىشود و خدا هر چه خواهد مىكند .
فرمود : « راست گفتى . همهء امور - چه پيشين و چه پسين - از آن خداست و او هر روزى در كارى است . اگر قضاى خداوندى به آنگونه كه مىخواهيم و دوست داريم نازل شود ، خدا را بر نعمتهايش سپاس مىگوييم و در شكرش نيز از او كمك مىجوييم و اگر قضاى الهى بر خلاف اميد ما فرود آيد ، اين براى آنكه انگيزهاش حق و در نهادش تقواست دور از انتظار نيست » « 2 » .
عرض كردم : آرى . خدا تو را به خواستهات برساند و از زيانها بازدارد . و پيرامون نذرها و مناسك حجّ پرسشهايى كردم و او پاسخ داد و مركب خود را به راه انداخت و خدا حافظى كرد و جدا شديم .
[ 288 ] - 113 - هذلى از فرزدق نقل كرده كه گفت : حسين عليه السّلام را ديدار كرده به او عرض كردم : پدر و مادرم فدايت باد اى كاش ( در مكّه ) مىماندى تا مردم ( مراسم حجّ را به پايان برده ) بازمىگشتند اميدوارم ايشان نيز با تو همصدا شوند .
فرمود : « اى ابا فراس ! از آنان ( مأموران يزيد ) در امان نيستم » « 3 » .
[ 289 ] - 114 - روايت شده كه امام عليه السّلام به فرزدق فرمود : ! « اى فرزدق اينان مردمىاند كه در پيروى شيطان پابرجايند و خداى رحمان را پيروى نمىكنند و در زمين فساد را رواج داده حدود خداوندى را باطل كردهاند . شراب مىنوشند و اموال فقرا و مساكين را ويژهء خود ساختهاند و من سزاوارترم كه به يارى دين خدا برخيزم و آيين او را گرامى داشته ، در راهش جهاد كنم
هامش
( 1 ) أخبرني عن النّاس خلفك ؟
( 2 ) صدقت ، للّه الأمر من قبل و من بعد و كلّ يوم ( ربّنا ) هو في شأن ، إن نزل القضاء بما نحبّ و نرضى فنحمد اللّه على نعمائه و هو المستعان على أداء الشّكر ، و إن حال القضاء دون الرّجاء فلم يبعد من كان الحقّ نيّته و التّقوى سريرته .
( 3 ) لم آمنهم يا ابا فراس .