ديدم و مأموريتى دارم كه بايد آن را انجام دهم . . . » « 1 »
عرض كرديم : آن رؤيا چيست ؟
فرمود : « تاكنون به كسى نگفتهام و نيز نخواهم گفت تا پروردگار خود را ديدار كنم » « 2 » .
[ 283 ] - 108 - ابن عساكر ، پاسخ امام عليه السّلام را به عمرو بن سعيد چنين آورده است : « اگر با نامهء خود نيكى و پيوند مرا قصد كردهاى در دنيا و آخرت پاداش نيك بينى . و تحقيقا هر كه به خدا خواند و كردار نيك انجام دهد و گويد كه : حقّا من از مسلمانانم . با خدا ناسازگار نيست .
بهترين امان امان خداست . هر كه در دنيا از خدا نترسد به او ايمان نياورده است . از خدا خوف در دنيا را مىخواهيم ، تا نزد او امان قيامتمان باشد » « 3 » .
[ 284 ] - 109 - يحيى بن سالم اسدى گويد : از شعبى شنيدم مىگفت : عبد اللّه بن عمر به مدينه آمده بود شنيد كه حسين بن على عليهما السّلام رهسپار عراق است . پس در مسافت دو يا سه شب راه به مدينه به او رسيده عرض كرد : كجا مىروى ؟
فرمود : « عراق » « 4 » - و همراه او طومارها و نامههايى بود - عرض كرد : نزد آنان نرو .
فرمود : « اين نامهها و بيعت آنان است » « 5 » .
عرض كرد : خداى عزيز با شوكت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خود را ميان دنيا و آخرت مخيّر ساخت و او آخرت را برگزيد و دنيا را نخواست . شما نيز پارهء تن رسول خداييد . به خدا سوگند كسى از شما به دنيا نزديك نشده است و خدا جز براى خير شما آن را از شما دور نساخته است .
هامش
( 1 ) انّي رأيت رؤيا فيها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و امرت فيها بأمر أنا ماض له ، عليّ كان أولي .
( 2 ) ما حدّثت أحدا بها و ما أنا محدّث بها حتّى ألقى ربّي !
( 3 ) ان كنت اردت بكتابك الىّ برّى و صلتى فجزيت خيرا فى الدّنيا و الآخرة و انّه لم يشاقق اللّه من دعا الى اللّه و عمل صالحا و قال انّنى من المسلمين و خير الامان امان اللّه ، و لم يؤمن باللّه من لم يخفه فى الدّنيا فنسأل اللّه مخافة في الدّنيا توجب لنا امان الآخرة عنده .
( 4 ) العراق .
( 5 ) هذه كتبهم و بيعتهم .