تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
نخواستيم و به عافيت ( وحدت ) پاسخ گفتيم . اين در حالى بود كه مىدانستيم ما بر حقّ ولايت از متولّيان آن سزاوارتريم . . . اكنون اين نامه را توسّط فرستادهء خود نزد شما فرستادم و شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش فرا مىخوانم كه سنّت او را كشته و بدعت را احيا كرده‌اند . اگر گفتارم را بشنويد و فرمانم بريد شما را به راه راست هدايت كنم . و سلام و رحمت خدا بر شما باد » « 1 » . همهء اشراف ، نامه را خوانده آن را مخفى داشتند ، مگر منذر بن جارود كه آن را دسيسهء عبيد اللّه بن زياد پنداشت از اين رو فرستادهء امام را همان شب كه فردايش آهنگ كوفه داشت نزد عبيد اللّه آورد . ابن زياد چون نامه را خواند گردن او را زد و بر منبر برآمده سخنرانى كرد و مردم را ( از مخالفت يزيد ) ترساند . [ 259 ] - 84 - سيّد بن طاووس گويد : امام حسين عليه السّلام به گروهى از اشراف بصره ، از جمله يزيد بن مسعود نمشلى و منذر بن جارود عبدى نامه‌اى نوشته آن را توسّط غلام خود سليمان كه كنيه‌اش أبو رزين بود فرستاد . در آن نامه آنان را به يارى و ملازمت پيروى خود فرا خوانده بود . يزيد بن مسعود با آگاهى از مضمون نامه ، افراد بنى تميم و بنى حنظله و بنى سعد را فرا خواند . چون همگى حاضر شدند گفت : اى جماعت بنى تميم جايگاه و منزلت من نزد
هامش
( 1 ) أمّا بعد : فإنّ اللّه اصطفى محمّدا صلّى اللّه عليه و آله على خلقه ، و أكرمه بنبوّته ، و اختاره لرسالته ، ثمّ قبضه اللّه إليه و قد نصح لعباده و بلّغ ما ارسل به صلّى اللّه عليه و آله و كنّا أهله و أولياءه و أوصياءه و ورثته و أحقّ النّاس بمقامه في النّاس ، فاستأثر علينا قومنا بذلك ، فرضينا و كرهنا الفرقة و أحببنا العافية ، و نحن نعلم أنّا أحقّ بذلك الحقّ المستحقّ علينا ممّن تولّاه و قد أحسنوا و أصلحوا و تحرّوا الحقّ ، فرحمهم اللّه و غفر لنا و لهم . و قد بعثت رسولي إليكم بهذا الكتاب ، و أنا أدعوكم إلى كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلّى اللّه عليه و آله ، فإنّ السّنّة قد اميتت ، و إنّ البدعة قد احييت ، و إن تسمعوا قولي و تطيعوا أمري اهدكم سبيل الرّشاد ، و السّلام عليكم و رحمة اللّه .