تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كسى كه از همنشينى با تو چشم پوشد و در طمع جنگ با تو و پيامبر خدا - محمّد صلّى اللّه عليه و آله - باشد هيچ خيرى در او نيست . امام عليه السّلام فرمود : « خدايا ! گواه باش » « 1 » . ابن عبّاس عرض كرد : فدايت شوم - اى فرزند دخت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - گويا مىخواهى من به تو پيوسته يارىات كنم ! به خدايى كه هيچ معبود بحقّى جز او نيست ، اگر با اين شمشيرم در حضور تو ( آن قدر با دشمنانت ) پيكار كنم تا از دستم فرو افتد ، باز يك صدم از حقّ تو را ادا نكرده‌ام ، اكنون من حاضرم فرمان ده . ابن عمر گفت : ابن عبّاس ! بس است از اين حرفها بگذريم . سپس رو به امام عليه السّلام نموده عرض كرد : ابا عبد اللّه ! از تصميم خود دست بردار و از همين جا به مدينه برگرد و با آنان سازش كن و از زادگاه و حرم جدّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دور مشو و بهانه به دست آنان - كه خيرى ندارند - مده و اگر نخواستى بيعت كنى تا اظهار نظر نكردى كارت ندارند ، اميد است يزيد بن معاويه - كه خدا او را لعنت كناد - چندان عمر نكند و خدا تو را از دست او نجات بخشد . امام عليه السّلام فرمود : « براى هميشه و هر زمان اف بر اين سخن ! عبد اللّه ! تو را به خدا آيا نزد شما من در تصميم خود اشتباه مىكنم ؟ ! اگر اشتباه مىكنم بگو كه مىشنوم و مىپذيرم » « 2 » . ابن عمر عرض كرد : نه به خدا ، خداى متعال فرزند دخت پيامبرش را در اشتباه نمىنهد و همچون تويى كه پاك و برگزيده پيامبرى ، هم شأن يزيد بن معاويه - كه نفرين خدا بر او باد - در خلافت نيست ، ولى بيم آن دارم كه اين چهرهء زيباى تو را آماج شمشيرها كرده از اين امّت آن بينى كه نمىپسندى ، پس با ما به مدينه برگرد و اگر نخواستى بيعت كنى در خانه بنشين و بيعت نكن ! امام عليه السّلام فرمود : « هيهات ! اى فرزند عمر ! اين گروه اگر چه مرا به حقّ دانند ، رهايم
هامش
( 1 ) اللّهمّ اشهد ! ( 2 ) أفّ لهذا الكلام أبدا ما دامت السّماوات و الأرض ! أسألك باللّه يا عبد اللّه أنا عندك على خطا من أمري هذا ؟ فإن كنت عندك على خطا فردّني فإني أخضع و أسمع و أطيع .