« چگونه با خاندانى بيعت كنم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنان چنين فرموده است ؟ ! » « 1 »
سخن امام عليه السّلام با مروان
[ 226 ] - 51 - امام حسين عليه السّلام فردا صبح از خانه بيرون آمد تا اخبار جديد را دريابد . در بين راه به مروان بن حكم برخورد كه گفت : ابا عبد اللّه من تو را نصيحتى كنم از من پيروى كن تا راه يا بى و به مقصود خود برسى ! امام فرمود : چيست ؟ بگو تا بشنوم « 2 » .
گفت : دستور مىدهم با امير مؤمنان ! يزيد بيعت كنى كه خير دين و دنياى تو در آن است .
امام فرمود : « انّا للّه و انّا اليه راجعون ، بنابراين بايد با اسلام خدا حافظى كرد كه امّت اسلامى به فرمانروايى چون يزيد گرفتار آمده است . » « 3 » سپس به مروان رو كرده فرمود :
« واى بر تو ! آيا فرمانم مىدهى با يزيد كه مردى فاسق است بيعت كنم ؟ ! اى پرگناه ! زياده روى كردى ، در برابر اين گفتار سرزنشت نمىكنم ، زيرا تو آن نفرين شده هستى كه مورد لعن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار گرفتى با اينكه هنوز در صلب پدر خود حكم بن ابى العاص بودى . براى كسى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نفرينش كرده باشد چيزى جز اينكه به بيعت يزيد فرا خواند ممكن نيست » « 4 » .
هامش
قلوبنا ، و انطق به ألسنتنا ، فنطقت باذن اللّه عزّ و جلّ ، و لقد سمعت جديّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال :
( 1 ) و كيف ابايع اهل بيت قد قال فيهم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هذا .
( 2 ) و ما ذلك قل حتّى أسمع .
( 3 ) إنّا للّه و إنّا إليه راجعون و على الاسلام السّلام إذ قد بليت الأمّة براع مثل يزيد .
( 4 ) ويحك ! أ تأمرني ببيعة يزيد و هو رجل فاسق ! لقد قلت شططا من القول يا عظيم الزّلل ! لا ألومك على قولك لأنّك اللّعين الّذي لعنك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أنت في صلب أبيك الحكم بن أبي العاص ، فإنّ من لعنه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لا يمكن له و لا منه إلّا أن يدعو الى بيعة يزيد .