تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
فرستادم پس از بيعت او كسانى سرتافتند كه هيچ كس را سخت‌تر از آنان سراغ ندارم ، اگر براى امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهتر از فرزندم يزيد سراغ داشتم كسى را براى بيعت او بر نمىانگيختم . ( امام ) حسين عليه السّلام فرمود : « آهسته اى معاويه ! اين گونه نگو ، زيرا تو كسى را كه پدر و مادر و خود او بهتر از يزيد است ترك كرده‌اى . » « 1 » معاويه گفت : ابا عبد اللّه ! گويا خود را در نظر دارى ؟ فرمود : « اگر خود را قصد كرده باشم چه خواهد شد ؟ » « 2 » گفت : اكنون مىگويم - ابا عبد اللّه - امّا مادر تو بهتر از مادر يزيد است و امّا پدر تو سابقه در ايمان و فضيلت از آن اوست و نزديكى او به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را كسى ندارد ، جز اين كه پدر يزيد و پدر تو داور گرفتند ، پس خدا به سود پدر او و زيان پدر تو داورى فرمود . و امّا تو و او به خدا سوگند او براى امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهتر از توست . امام حسين عليه السّلام فرمود : « چه كسى براى امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهتر است ؟ يزيد شراب‌خوار بىبندوبار ؟ ! » « 3 » معاويه گفت : آرام ابا عبد اللّه ! اگر تو نزد او ياد شوى او از تو جز خوبى نخواهد گفت . فرمود : « اگر آنچه را من درباره او مىدانم او نيز از من سراغ دارد ، او هم بگويد [ در مقابل ] آنچه من مىگويم . » « 4 » معاويه گفت : ره يافته به سوى اهل خود برگرد و از خدا بترس و بپرهيز كه شاميان آنچه را من از تو شنيدم بشنوند زيرا آنان دشمن تو و پدرت هستند . پس امام حسين عليه السّلام به منزل برگشت . و امّا در سفر دوم معاويه كه در سال پنجاه و شش هجرى روى داد : [ 213 ] - 38 - علّامه امينى قدّس سرّه ، از ابن اثير آورده كه گويد : چون اهل عراق و شام با او بيعت كردند با
هامش
( 1 ) مهلا يا معاوية ! لا تقل هكذا ، فإنّك قد تركت من هو خير منه أمّا و أبّا و نفسا . ( 2 ) فإن أردت نفسي فكان ما ذا ؟ ( 3 ) من خير لأمّة محمّد ! يزيد الخمور الفجور ! ( 4 ) إن علم منّي ما أعلمه منه أنا فليقل فيّ ما أقول فيه .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 297 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى