مىپسنديديم ( در مهر او ) از سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در دختران و زنان و خاندانش كه دوازده اوقيه ( معادل چهار صد و هشتاد درهم ) است تجاوز نمىكرديم .
و امّا گفته تو كه : با پرداخت بدهى پدرش ، از چه زمانى زنانمان ديون مردان ما را پرداختهاند ! و امّا آشتى ميان اين دو طايفه ، ما كسانى هستيم كه در راه خدا ( و براى خدا ) با شما دشمنى كردهايم و براى دنيا با شما آشتى نخواهيم كرد . به جانم سوگند پيوند فاميلى راه به جايى نبرد تا چه رسد به پيوند سببى ! و امّا گفته تو : در شگفتم از يزيد چگونه كابين قرار مىدهد ؟ كسى كه بهتر از يزيد و پدر و جدّ او بود كابين قرار مىداد .
و امّا گفته تو كه يزيد همانند كسى است كه همتا ندارد . همان كه پيش از امروز ( كه به حكومت رسيده ) همتاى يزيد بود ، اكنون هم او همتايش مىباشد ، فرمانروايى يزيد كمالى به او نيفزوده است .
و امّا گفته تو كه : به بركت روى او طلب باران مىشود ، اين به بركت روى رسول خدا است ( نه يزيد ) » « 1 » .
هامش
( 1 ) الحمد للّه الّذي اختارنا لنفسه ، و ارتضانا لدينه و اصطفانا على خلقه . . .
ثمّ قال : يا مروان قد قلت فسمعنا :
امّا قولك : مهرها حكم أبيها بالغا ما بلغ ، فلعمري لو اردنا ذلك ما عدونا سنّة رسول اللّه في بناته و نسائه و اهل بيته و هو اثنتا عشرة اوقية ، يكون أربعمائة و ثمانين درهما .
و أمّا قولك : مع قضاء دين أبيها ، فمتى كنّ نسائنا يقضين عنّا ديوننا ؟ و امّا صلح ما بين هذين الحيّين ، فانّا قوم عاديناكم فى اللّه ، و لم نكن نصالحكم للدّنيا ، فلعمري فلقد اعيى النّسب فكيف السّبب .
و أما قولك : العجب ليزيد كيف يستمهر فقد استمهر من هو خير من يزيد ، و من أب يزيد و من جدّ يزيد .
و أمّا قولك : انّ يزيد كفو من لا كفو له ، فمن كان كفوه قبل اليوم فهو كفوه اليوم ما زادته امارته في