تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
نمىخواهيد » . « 1 » [ 188 ] - 13 - عبد الملك بن عمير و حاكم و عبّاس نقل كرده‌اند : امام حسن عليه السّلام از عايشه دختر عثمان خواستگارى كرد . مروان گفت : او را به همسرى عبد اللّه بن زبير در مىآورم سپس معاويه به مروان - كه فرماندار او در حجاز بود - نامه نوشت و به او دستور داد تا از كلثوم دختر عبد اللّه بن جعفر براى فرزندش يزيد خواستگارى كند ، مروان نزد عبد اللّه بن جعفر آمده او را از فرمان معاويه آگاه كرد . عبد اللّه گفت : ازدواج امّ كلثوم با من نيست ، با سرور ما امام حسين عليه السّلام است كه دايى اوست مروان نزد امام حسين عليه السّلام آمده او را از دستور معاويه آگاه كرد . حضرت عليه السّلام فرمود : « از خداى متعال خير ( دختر ) را خواهانم خدايا خشنودى خود از آل محمّد را براى اين دختر فراهم آر » « 2 » . پس چون مردم در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرد آمدند ، مروان آمد و كنار امام حسين عليه السّلام - كه در نزد او گروهى از بزرگان بودند - نشست و گفت : امير مؤمنان به من دستور داده كه از امّ كلثوم براى يزيد خواستگارى كنم و كابين او را هر چه پدرش مىگويد - هر چند زياد باشد - قرار دهم با آشتى ميان اين دو قبيله ( بنى هاشم و بنى اميّه ) و نيز با پرداخت ديون عبد اللّه ( كه با اين وصلت فراهم مىشود ) بدان ! كسانى كه بخاطر ( پيوند شما با ) يزيد غبطه شما را مىخورند بيشتر از كسانى خواهند بود كه به سبب پيوند با شما غبطه يزيد را خواهند خورد . در شگفتم چگونه يزيد خواهان ( قرار دادن ) كابين است با اينكه او همانند كسى است كه همتا ندارد و مردم به بركت روى او طلب باران مىكنند ! پس اى ابا عبد اللّه ! پاسخ خير بده . امام حسين عليه السّلام فرمود : « سپاس خداوندى را كه ما را براى خود برگزيد و ما را براى دين خود پسنديد و ما را بر خلق خود انتخاب كرد . . . سپس فرمود : اى مروان ! گفتى و شنيديم امّا گفته تو كه كابين او خواسته پدرش باشد هر چند زياد ، به جانم سوگند اگر اين وصلت را
هامش
( 1 ) أبيتم يا آل أبي سفيان إلّا كرما . ( 2 ) استخير اللّه تعالى ، اللّهمّ وفّق لهذه الجارية رضاك من آل محمّد .