تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
خانه سليمان بن صرد گرد آمدند و نامه تسليتى به امام حسين عليه السّلام نوشته در آن آوردند : براستى خدا بزرگترين جانشينى گذشتگان را در تو نهاده است و ما شيعيان توييم كه در مصيبت تو داغدار و در غم تو اندوهگين و در شادى تو شادمانيم و فرمان تو را انتظار داريم . بنى جعده نوشتند : كوفيان نظر خوبى دربارهء او دارند و دوستدار آمدن او به كوفه‌اند و اينكه : در ميان برادران و يارانش با كسانى روبرو شده‌اند كه او راه و روش آنان را مىپسندد و به گفتارشان اطمينان پيدا مىكند ، يارى و دليرى آنان را مىداند اكنون آنان كينه معاويه و بيزارى از او را با خود پيوسته دارند و مىخواهند كه نظر خود را براى آنان بنويسد . امام حسين عليه السّلام به آنان نوشت : « اميدوارم هم رأى برادرم در صلح و هم رأى من در نبرد با ستمگران ( هر كدام در جاى خود ) راست و درست باشد . اكنون حركتى نكنيد و از آشكار شدن دورى كنيد و خواسته خود را پنهان كنيد و تا ( معاويه ) فرزند هند زنده است از اقدام نابجا بپرهيزيد ، اگر او مرد و من زنده بودم نظرم به شما خواهد رسيد ان شاء اللّه » « 1 » . [ 182 ] - 7 - معاويه چون براى يزيد از مردم بيعت گرفت امام حسين عليه السّلام از جمله كسانى بود كه بيعت نكرد . كوفيان پيوسته به او نامه مىنوشتند تا با آنان بر معاويه بشورد و او همه را ردّ كرد . گروهى از آنان نزد محمّد حنفيه آمده از او خواستند تا با آنان قيام كند او نيز رد كرد و خدمت امام حسين عليه السّلام آمده ماجرا را خبر داد . حضرت عليه السّلام فرمود : « اين مردم مىخواهند ما را وسيله بهره‌كشى قرار داده و به سبب ما بر مردم فخر فروشند . و خون مردم و ما را ( بيهوده ) بريزند » « 2 » . [ 183 ] - 8 - پس از رحلت امام حسن عليه السّلام مسيب بن عتبه با جمعى نزد امام حسين عليه السّلام آمده از او خواستند تا معاويه را خلع كند و گفتند : ما از ( اختلاف ) نظر تو و برادرت آگاهيم .
هامش
( 1 ) إنّي لأرجو أن يكون رأى أخي رحمه اللّه في الموادعة ، و رأيي في جهاد الظّلمة رشدا و سدادا ، فالصقوا بالأرض ، و أخفوا الشّخص ، و اكتموا الهوى ، و احترسوا من الأظنّاء ما دام ابن هند حيّا ، فإن يحدث به حدث و أنا حيّ يأتكم رأيي إن شاء اللّه . ( 2 ) إنّ القوم إنّما يريدون أن يأكلوا بنا ، و يستطيلوا بنا ، و يستنبطوا دماء النّاس و دماءنا .