پيامبرانش ما را دوست بدارد ، در روز قيامت با ما مىآيد « 1 » همچون اين دو - و ميان دو انگشت سبّابه خود جمع كرد .
نشانههاى امامت او
[ 177 ] - 2 - اربلى گويد : روايت شده كه حبابه والبى نزد على عليه السّلام - كه در حياط مسجد بود - آمده عرض كرد : اى امير مؤمنان ! خدا تو را رحمت كند ! نشانه امامت تو چيست ؟
فرمود : آن سنگريزه را به من بده - و با دست خود به سنگريزهاى اشاره كرد - من آن را به او دادم . او با ( نگين ) انگشتر خود بر آن مهر زد و فرمود : اى حبابه ! اگر كسى ادّعاى امامت كرد و توانست چنين كند ؛ بدان كه او راستگو و اطاعتش واجب است ، زيرا امام هر چه را خواهد از او دور و پنهان نمىماند .
حبابه گويد : من بازگشتم تا آنكه امير مؤمنان عليه السّلام از دنيا رفت . نزد امام حسن عليه السّلام آمدم او در جاى امير مؤمنان عليه السّلام نشسته بود و مردم ( مسائل خود را ) از او مىپرسيدند چون مرا ديد فرمود : حبابهء والبى ، ( هستى ) ؟ ! عرض كردم : بله سرورم .
فرمود : آنچه با خوددارى بده ! من سنگريزه را به او دادم . او چون امير مؤمنان عليه السّلام بر آن مهر زد .
سپس نزد امام حسين عليه السّلام - كه در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود - آمدم . او نزديك آمده خوش آمد گفت و فرمود : « آيا نشانه امامت مىخواهى ؟ » « 2 » عرض كردم : بله سرورم فرمود : « آنچه با خوددارى بده » « 3 » .
هامش
( 1 ) قصيرة من طويلة ، من أحبّنا لم يحبّنا لقرابة بيننا و بينه و لا لمعروف أسديناه إليه ، إنّما أحبّنا للّه و رسوله ، جاء معنا يوم القيامة كهاتين .
( 2 ) أ تريدين دلالة الامامة ؟
( 3 ) هات ما معك .