كرد و خدا تا آخر عمر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سم را در نهاد او سرد و سالم كرد ، سم چون در شكم قرار گيرد ، مثل آتش مىسوزاند اين از قدرت انكارناپذير خدا بود .
يهودى گفت : اين يعقوب است كه بزرگترين بهرهمندى از خير دارد ، زيرا أسباط ( دوازدهگانه ) را از نسل او و مريم دختر عمران را از دختران او قرار داد ( آيا براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله چنين بود ؟ ) فرمود : چنين است و محمّد صلّى اللّه عليه و آله از خير فزونترى بهرهمند شد ، زيرا فاطمه عليهما السّلام سرور زنان عالم را از دختران او و حسن و حسين عليهما السّلام را از نوادههاى او قرار داد .
يهودى گفت : يعقوب در فراق فرزند خود ( يوسف ) آن قدر صبر كرد كه نزديك بود به سبب حزن از پا در آيد .
فرمود : چنين است و اندوه يعقوب اندوه فراقى بود كه به وصال انجاميد ، ولى محمّد صلّى اللّه عليه و آله نور چشم خود ابراهيم را در حال حيات از دست داد و همان را برگزيد تا نشانهء اندوخته آخرتش باشد ، پس فرمود : جان اندوه دارد و دل مىسوزد و ما در فراق تو - اى ابراهيم ! - اندوهگينيم ولى آنچه پروردگار را ناخشنود كند نمىگوييم . او در همهء اينها رضاى خداى سبحان و تسليم همهجانبهء او شدن را برگزيد .
يهودى گفت : اين يوسف است كه تلخى فراق را كشيد و براى نگه داشتن خود از گناه در زندان افتاد و تنها در چاه انداخته شد ( آيا محمّد صلّى اللّه عليه و آله چنين بود ؟ ) فرمود : چنين است و محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيز تلخى غربت و فراق خاندان و فرزندان و اموال خود را كشيده از حرم امن الهى ( به مدينه ) هجرت كرد و خداى سبحان چون افسردگى و اندوه باطنى او را ديد رؤيايى به او نماياند كه در تأويل با رؤياى يوسف برابر است و راست بودن آن را به جهانيان آشكار كرد و فرمود : « البتّه خدا صدق و حقيقت خواب رسولش راى آشكار و محقّق ساخت كه در عالم رؤيا ديد شما مؤمنان به خواست خدا ، ايمن به مسجد الحرام وارد مىشويد و ( بعد از انجام وظائف حجّ ) سرهايتان راى مىتراشيد و اعمال تقصير بىترس و هراس به جاى آريد » « 1 » .
هامش
( 1 )لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَالفتح : 27 .