تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
فرمود : چنين است و خداى سبحان به مادر محمّد صلّى اللّه عليه و آله لطف فرمود : نامش را به او ابلاغ كرد تا اينكه گفت : من و دانايان گواهى مىدهيم محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر خداست كه چشم به راه اويند ، و فرشتگان گواه پيامبرانند كه او را در كتب آسمانى خويش مشخص كرده‌اند . اين لطف خدا بود كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به سوى او راند و از منزلت والاى محمّد صلّى اللّه عليه و آله نزد خداست كه نامش را به مادرش ابلاغ فرمود و در خواب ديد به او مىگويند : آنچه در شكم دارى بزرگوار است . چون او را زادى « محمّد » صلّى اللّه عليه و آله نام بگذار . خدا نامى از نامهاى خود برايش بر آورد . اللّه محمود است و اين محمّد صلّى اللّه عليه و آله . يهودى گفت : اين موسى بن عمران است كه خدا او را به سوى فرعون فرستاد و آيت بزرگ را به او نماياند . فرمود : چنين است و محمّد صلّى اللّه عليه و آله به سوى فرعونهاى گوناگون چون ابو جهل ، عتبة ، شيبه ، ابو البخترى ، نضر بن حارث ، ابىّ بن خلف ، منبه و نبيه ( فرزندان حجاج ) و آن پنج مسخره‌چى : وليد بن مغيره ، عاص بن وائل ، اسود بن عبد يغوث ، اسود بن مطلب و حرث بن ابى طلاله فرستاده شد ، پس خدا آيات ، آفاق و أنفس را بر آنان نماياند تا آشكارشان شود كه او حق است . يهودى گفت : خداى عزيز و با جلال ، براى موسى از فرعون انتقام گرفت . فرمود : چنين است . خدا براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ( نيز ) از فرعونها انتقام گرفت . خدا دربارهء آن پنج مسخره‌چى فرمود : « ما از شرّ آن مسخره‌چيان تو راى مصون داريم » « 1 » . پس خدا در يك روز هر پنج نفر را به طور جداگانه‌اى بكشت . وليد بن مغيره از كنار تيرهاى مردى از قبيله خزاعه كه آنها را با پر آراسته در راه نهاده بود گذر كرد و تكّه‌اى از آن به رگ « چهار اندام » او خورده آن را بريد و به خونريزى انداخت و در حالى مرد كه مىگفت : پروردگار محمّد صلّى اللّه عليه و آله مرا كشت . عاص بن وائل از پى كارى به جايى رفت كه سنگى از زيرش غلطيده او را افكند و خرد كرد و در حالى مرد كه مىگفت : پروردگار محمّد صلّى اللّه عليه و آله مرا كشت .
هامش
( 1 )إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَالحجر : 95 .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 201 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى