و نيز گفت : صداى شيون و فغان از كوفه برخاسته زنان افسوس كنان سيلى بر صورت زده از پى تابوت بيرون آمدند ، امام حسن عليه السّلام جلوى آنان را گرفته از گريه و زارى بلند بازشان داشت و آنان را به منزلهاى خود برگرداند . امام حسين عليه السّلام مىگفت : « لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العليّ العظيم » . « إنّا للّه و إنّا إليه راجعون ، پدر جان ! واى كه كمرم شكست ! گريه را بخاطر ( داغ فراق ) تو آموختم و شكوه به خدا مىبرم » « 1 » .
[ 119 ] - 54 - ابن قولويه با سند خود از حسين خلال نقل كرده كه گفت : به امام حسين عليه السّلام عرض كردم : امير مؤمنان عليه السّلام را كجا دفن كرديد ؟
فرمود : « شبانه او را بيرون آورديم ، از مسجد أشعث گذشته به پشت ناحيهء غرىّ برديم » « 2 » .
[ 120 ] - 55 - شيخ مفيد قدس سرّه گويد : به امام حسين عليه السّلام گفته شد : امير مؤمنان را كجا دفن كرديد ؟
امام حسين عليه السّلام فرمود : « شبانه او را بيرون آورديم ، از مسجد اشعث گذشته او را به زمين مجاور غريين برده دفن كرديم » « 3 » .
[ 121 ] - 56 - شيخ طوسى ، از محمّد بن احمد بن داود قمى با سند خود از عمرو نقل كرده كه گفت :
سعد اسكاف نزد من آمده گفت : فرزندم ! مىخواهى حديث بشنوى ؟
عرض كردم : آرى .
گفت : امام صادق عليه السّلام فرمود : چون أمير مؤمنان عليه السّلام ضربت خورد ، به حسن و حسين عليهما السّلام فرمود : ( چون پس از مرگم ) مرا غسل دهيد و كفن كرده حنوط زنيد و تابوتم را بدوش گيريد ، شما همين كه عقب تابوت را برداريد بس است ( جلوى تابوت حركت كرده ) به قبر و لحد و خشت آمادهاى مىرسيد . مرا در قبر گذارده خشتها را كنار هم بچينيد ، سپس از جانب سرم خشتى را برداريد و ببينيد چه مىشنويد .
« آن دو بزرگوار چنين كردند و از جانب سر حضرت عليه السّلام خشتى را برداشته ديدند چيزى
هامش
( 1 ) إنّا للّه و إنّا إليه راجعون يا أباه و انقطاع ظهراه ، من أجلك تعلّمت البكاء ، إلى اللّه المشتكى .
( 2 ) قال : خرجنا به ليلا حتّى مررنا به على مسجد الاشعث ، حتّى خرجنا به إلى ظهر ناحية الغرىّ .
( 3 ) خرجنا به ليلا على مسجد الاشعث حتّى خرجنا به الى الظّهر بجنب الغريّين فدفّنّاه هناك .