مهدى عبّاسى به امام كاظم عليه السّلام عرض كرد : حدود فدك را برايم مشخص كن ( چه قدر است ) ؟ چون حدود آن را مشخص فرمود ، او گفت : اين زياد است ، بايد فكر كنم .
بيعت گرفتن از امير مؤمنان عليه السّلام
[ 68 ] - 3 - شيخ طوسى با سند خود ، از امام حسين عليه السّلام نقل كرده كه فرمود :
« چون ابو بكر و عمر به منزل امير مؤمنان عليه السّلام آمده با او پيرامون بيعت ( با ابو بكر ) سخن گفته بيرون رفتند ، امير مؤمنان عليه السّلام به مسجد آمده حمد و ثناى الهى به جاى آورد - زيرا اين خدا بود كه در حق خاندان رسالت نيكى فرمود و در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيخت و پليدى ( شرك و گناه ) را از آنان زدود و آنان را پاكيزگى ويژه بخشيد » « 1 » - سپس فرمود : فلانى و فلانى به سراغ من آمده از من بيعت با كسى را طلب كردند كه وظيفهء او بيعت با من است . من پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و پدر فرزندان او و صدّيق اكبر و برادر رسول خدايم صلّى اللّه عليه و آله اين فضايل را هيچكس غير از من ادعا نكند مگر دروغگو باشد . من ( اوّلين مردانم كه ) اسلام آوردم و ( با او ) نماز گزاردم و من وصىّ او و همسر سرور زنان جهانيان فاطمه عليها السّلام دخت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و پدر حسن و حسين عليهما السّلام دو سبط رسول خدايم صلّى اللّه عليه و آله . ما خاندان رحمتيم كه خدا به وسيله ما شما را هدايت فرمود و به وسيلهء ما شما را از ( تنگنا و تاريكيهاى ) گمراهى نجات بخشيد . منم صاحب روز بزرگ و دربارهء من سورهاى از قرآن نازل شده . و من وصىّ درگذشتگان خاندان او و مورد اعتماد بر زندگان امّت اويم . از خدا پروا كنيد تا گامهايتان را استوار بدارد و نعمتش را بر شما تمام گرداند . « سپس به خانه برگشت » « 2 » [ 69 ] - 4 - ابن ابى عيّاش از سليم بن قيس نقل كرده كه گفت : من با گروهى از شيعيان على عليه السّلام
هامش
( 1 ) لمّا اتى ابو بكر و عمر الى منزل أمير المؤمنين عليه السّلام و خاطباه في البيعة و خرجا من عنده ، خرج أمير المؤمنين عليه السّلام إلى المسجد فحمد اللّه و اثنى عليه ممّا اصطنع عندهم اهل البيت ، اذ بعث فيهم رسولا منهم و اذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا ثمّ قال .
( 2 ) ثمّ رجع الى بيته .