تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
اميرالمؤمنين شدند . حضرت خودشان بودند و فرزندشان محمد بن حنفيّه . در آخر غذا آب آوردند براى شستن دست ( چون مىدانيد كه سنت است هم در ابتداى غذا دست را بشويند هم در انتهاى غذا ) . حضرت خودشان آن آفتابه لگن يا ابريق و كاسه را - هرچه بوده - گرفتند كه دست آن مهمان را بشويند . امتناع كرد كه نمىگذارم ، شما را - مثلًا - به جان پيغمبر قسم من را خجالت ندهيد . فرمود نمىشود ، تو مهمانى من ميزبان ، ميزبان وظيفه دارد خدمت كند ؛ اين حرفها [ و تعارفها ] همه مهمل است . هرچه او امتناع كرد فرمود : نه ، من خودم بايد دست تو را بشويم . خودش دست آن پدر را شست . نوبت به پسر رسيد . آب را به محمد بن حنفيّه داد و فرمود : تو دست پسر را بشوى . بعد به پسر گفت : اگر پدرت نبود و تو تنها مهمان من بودى دست تو را هم خودم مىشستم ، اما چون پدرت اينجا هست به احترام پدرت مىگويم دست تو را پسرم بشويد كه احترام پدر رعايت شده باشد و بفهمى كه احترام پدرت هميشه محفوظ است . خيلى ظريف و لطيف است !

قيام به شهادت

وَ الَّذينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمونَ [ كسانى كه قيام به شهادت مىكنند . دربارهء معنى ] « 1 » تحمل شهادت [ مىگوييم : ] يك وقت شخصى مىخواهد شاهد بگيرد . يك كسى مىآيد مال كسى را مىچاپد و شما در آنجا حاضر هستيد . به شما مىگويد : بيا نگاه كن ، تو را به خدا بيا شاهد باش كه در آن موقع شهادت بدهى . اينجا جان‌معافىِ انسان اقتضا مىكند كه چشمهايش را ببندد و برود و بگويد به من چه ! اگر مظلومى مورد تجاوز ظالمى قرار گرفته است و براى اثبات در محكمه نياز دارد كه شاهدى شهادت بدهد و يك كسى مىتوانسته شاهد باشد ، خصوصاً اگر از او تقاضا كرده‌اند بيا ببين كه در موقعش شهادت بدهى ، حق ندارد كه چشمهايش را ببندد و از آن طرف برود . از آن بالاتر اين است كه شهادت را تحمل كرده باشد ، يعنى حادثه را كاملًا ديده باشد ، ولى موقعى كه به محكمه و پيش قاضى مىروند از اداى شهادت امتناع و شهادت را كتمان كند . بدتر از آن اين است كه بيايد عوضى شهادت بدهد . قرآن به مسألهء شهادت اهميت مىدهد : آنها كه قيام به شهادت مىكنند . گفته‌اند اين قيام اعم است
هامش
( 1 ) . [ چند ثانيه‌اى نوار افتادگى دارد . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 735 | مرتضى مطهرى