تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
مىريزد ، بعد معلوم مىشود اساساً چه كسى سبب اين دعوا شده است .
كنند اين و آن خوش دگر باره دل * وى اندر ميان شور بخت و خجل ميان دو كس جنگ افروختن * نه شرط است « 1 » خود در ميان سوختن
حال [ قرآن به رسول اكرم مىفرمايد از ] اين مردم حلّاف ، اين مردم حقير و پست ، اين مردم همّاز و اين مردم مشّاء بنميم [ اطاعت مكن . ] از عيب‌جويى ، پست‌ترين نوعش را ذكر كرده است كه همّازى باشد ، و از نمّامى هم پست‌ترين نوعش را ذكر كرده است كه مشّائىِ به نميم باشد ، يعنى راه مىافتد براى سخن‌چينى .

بازداشتن ديگران از كار خير

« مَنّاعٍ لِلْخَيْرِ » عجب تابلويى قرآن براى اينها رسم كرده و چگونه اينها را بيان كرده است ! « مَشّاءٍ بِنَميم » راجع به شر انگيزى بود ، حال در كار خير چه ؟ ممكن است كسى اگر شر انگيز هم هست از آن طرف يك خيرى است . اين امر سه درجه دارد : يك كسى اهل خير نيست . ديگرى علاوه بر اينكه اهل خير نيست منع خير هم مىكند و جلو خير ديگران را هم مىگيرد ؛ نه تنها خودش اهل خير نيست ، از اينكه ديگرى هم كار خير انجام دهد خوشش نمىآيد و مانع مىشود . درجهء سوم اين است كه : در همين كار هم او حد اكثر شدت عمل را انجام مىدهد ؛ مانع الخير نيست ، مَنّاعٌ للخير است . يك عالم داريم و يك علامه . عالم يعنى دانا ، علامه يعنى خيلى خيلى دانا . فاضل يعنى با فضل ، فضّال يعنى خيلى خيلى با فضل . مانع يعنى جلوگير ، منّاع يعنى فوق‌العاده جلوگير . از هر گوشهء دنيا خبردار شود كه كسى مىخواهد كار خيرى انجام دهد كوشش مىكند جلو آن را بگيرد . « مَنّاعٍ لِلْخَيْرِ » بسيار منع‌كننده و بسيار بازدارندهء ديگران است از كار خير . « مُعْتَدٍ » ظالم و متجاوز است . اين شخص در روابط انسان با انسانهاى ديگر در حقوق ، مُعتدى و متجاوز است . با هر كسى كه روبرو مىشود ، اگر قدرت داشته باشد حقى ، جانى ، مالى ، عِرضى از او را پايمال كند پايمال مىكند .
هامش
( 1 ) . [ يعنى شرط عقل نيست ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 584 | مرتضى مطهرى