روايات زيادى داريم كه قسم راست هم جز در مواقع ضرورت نبايد به كار رود .
سوگند خوردن زياد ، نشانهء حقارت
حال اينجا قرآن چگونه تعبير مىكند ؟ اگر انسان خودش يك شخصيت اخلاقى داشته باشد ، خودش پيش خودش يك وزن اخلاقى داشته باشد ، اگر خودش به سخن خودش اعتماد داشته باشد و اگر ديگران به سخن او اعتماد داشته باشند ، احتياجى به قسم نيست . ولى آدمهاى حقير و پست و كموزن ، هستند كه پُر سوگند مىخورند .
لهذا بعد از كلمهء « حلّاف » يعنى پرسوگندخور ، كلمهء « مهين » را آورده است ، چون ايندو با همديگر تلازم دارند . تا انسان مهين يعنى پست [ نباشد زياد قسم نمىخورد . ] ( مَهين عربى غير از مِهين فارسى است ، اشتباه نشود . يك مِه و مِهين در فارسى داريم - در مقابل كِه - يعنى برتر و عالى ؛ يك مَهين در عربى داريم كه « ن » جزو كلمه است ، يعنى پست و حقير ؛ از مهانت است كه به معنى ذلت و حقارت و پستى است . ) « اين مردم پرسوگندخور پست » . درواقع يعنى هر جا مردمى را ديديد كه پر سوگند مىخورند اين را دليل پستى آنها بدانيد . اگر به راست هم پر سوگند بخورند پستاند تا چه رسد كه به دروغ پر سوگند بخورند .
عيبگيرى و طعنزنى
« هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ » اين مردم همّاز . همّاز يعنى همز كن . هَمز و لَمز كه در سورهء « وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ » هم داريم ، به معنى عيبگيرى و طعنزنى است . در باب « همز » گفتهاند نه هر گونه عيبگيرى و طعنزنى است ، بلكه عيبگيرى و طعنزنى به نوع پست و حقيرش ؛ آنهايى كه دائماً با چشم و اشاره و شكلك در آوردن از مردم عيبجويى مىكنند ، تقليد مردم را درمىآورند ، با گوشهء چشم به يك عيبى اشاره مىكنند .
انسان وقتى بخواهد عيبجويى كند ، يك وقت خيلى صريح و قاطع با زبان حرفش را مىزند . يك وقت نه ، در مقابل طرف كه هست وقتى كه او در چشمهايش نگاه مىكند با تواضع با او حرف مىزند كه مخلص شما هستيم ، حضرتعالى چنين و . . . تا او رويش را آن طرف مىكند شكلك درمىآورد ، تقليد او را مىكند . اين هم