يادى از حاجآقا رحيم ارباب و حاج ميرزا علىآقا شيرازى
يادم است كه در ماه مبارك رجب در سال 21 - كه تابستان بود و به اصفهان رفته بوديم - مىرفتيم به درس آقاى حاجآقا رحيم ارباب سلّمهاللَّه تعالى كه از بزرگان هستند . من اين ذكر را اول بار از اين مرد شنيدم . مىديدم كه خيلى كند صحبت مىكند و اذكار را بالخصوص خيلى با تأ نّى و حضور قلب مىگويد : سُبْحانَ الْالهِ الْجَليلِ ، سُبْحانَ مَنْ لايَنْبَغِى التَّسْبيحُ الّا لَهُ ، سُبْحانَ ذِىالْعِزَّةِ وَالْجَلالِ . . . مىديدم اين مرد مرتب اينها را مىگفت . چون پيرمرد بود و نمىتوانست روزه بگيرد ، آن را با اين جبران مىكرد .
و باز يادم نمىرود كه در همان سالها روز بيست و پنجم رجب بود ( روز وفات حضرت موسى بن جعفر سلاماللَّه عليه ) ، ما در مدرسهء نيماورد اصفهان بوديم ، بعدازظهر بود ، خوابيده بوديم ، از خواب كه بيدار شديم يك وقت صداى مرحوم حاج ميرزا علىآقا را شنيدم . ما در آن مدرسه غريبه بوديم ، به عنوان تابستان رفته بوديم ، ولى طلبههاى آن مدرسه به مناسبت وفات از ايشان خواهش كرده بودند ، آمده بود براى طلبهها موعظه مىكرد و بعد هم ذكر مصيبت . حديث دارد كه در قيامت فرياد مىكشند : « أيْنَ الرَّجَبيّون » رجبيون كجا هستند ؟ اين مرد با همان آهنگى كه داشت و با آن حال و روحى كه داشت اين تعبير را به كار برد : آن وقتى كه بگويند « أيْنَ الرَّجَبيّون » و ما در پيشگاه پروردگار شرمسار باشيم ، در ماه رجب هيچ چيزى نداشته باشيم و اصلًا جزء رجبيّون شمرده نشويم ، چه خواهيم كرد ؟
غرض اين است : اين ماه ، ماه استغفار و عبادت و روزه است و اين سنتها در ميان ما به كلى دارد فراموش مىشود . ماه رجب مىآيد ، بزرگهايمان [ متوجه نمىشوند ] تا چه رسد به بچهها . كمكم اگر به بچهها بگوييم ماههاى قمرى را از محرم تا ذىالحجه بشمار ، نمىتوانند ؛ اصلًا فراموش مىكنند كه يك چنين ماههايى هم وجود داشته است . ولى به هرحال تكليف هرگز از ما ساقط نمىشود .