راست گام برمىدارد ؟ « افَمَنْ يَمْشى مُكِبّاً عَلى وَجْهِهِ اهْدى امَّنْ يَمْشى سَوِيّاً عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ » مقايسهاى مىكند : آيا آن كسى كه به رو درافتاده است ، او راهيافتهتر است يا آن كسى كه راست و مستقيم بر يك جادهء مستقيم حركت مىكند ؟
بحث ، از مسألهء لجاجت شروع شد و بعد رسيد به اين حالتى كه مردم دوگونه هستند : بعضى اين طور در زندگى حركت مىكنند و بعضى آنطور . حال آيا مردم دو جور خلق شدهاند ؟ نه ، مردم يك جور خلق شدهاند . خداوند وسائل و اسباب هدايت را در اختيار همهء مردم قرار داده است ولى بعضى سپاسگزارند و بعضى ناسپاس ، بعضى قدردان اين نعمتها هستند و از اين نعمتها استفاده مىكنند و بعضى ناسپاساند و اين نعمتها را به هدر مىدهند ، و لهذا بعد دوباره همان اسباب و وسائل هدايت را ذكر مىكند : « قُلْ هُوَ الَّذى انْشَأَكُمْ » بگو خداست آن كه شما را انشاء و ابداع كرد . « وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْابْصارَ » به شما گوش و ديدهها داد « وَ الْافْئِدَةَ » و دلها .
گوش داد كه بشنويد ، و چشم داد كه ببينيد ، و دل داد كه بر روى اين شنيدهها و ديدهها تفكر و تعمق و استنتاج كنيد . همهء اين بحثهايى كه تا به حال مىكرديم ، فرع بر اين است كه انسان گوشى داشته باشد آمادهء شنيدن ، چشمى داشته باشد آمادهء ديدن .
همينطور كه مفسرين گفتهاند ، مقصود از چشم و گوش ، منحصر به همين دو حاسّه نيست ، ايندو نمونهاى است از مجموع حواس انسان . همينطور كه چشم و گوش براى انسان دو وسيلهء احساس و دو كانال ارتباطى نسبت به جهان خارج هستند كه انسان عالَمِ خارج را احساس مىكند ، ذائقهء انسان هم يك حاسّه و كانال ارتباط ديگرى است ، شامّهء انسان هم يك حاسّه و كانال ارتباط ديگرى است ، لامسهء انسان هم يك حاسّه و كانال ارتباط ديگرى است . ولى در ميان حواسّ انسان آن كه عمده و مهمتر است ، چشم و گوش است ؛ يعنى اگر ما آن سه حاسّه و كانال را با مقايسه در نظر بگيريم ، مجموع اطلاعاتى كه از اينها مىرسد شايد يك صدم اطلاعاتى كه از چشمِ تنها مىرسد نيست ، تا چه رسد كه اطلاعات چشم و گوش را روى همديگر حساب كنيم . اين است كه قرآن چشم و گوش را كه عمدهء حواس است ذكر فرموده است .
چشم و گوش ، ما را به جهان خارج مرتبط مىكند ، به ما از جهان خارج دريافت مىدهد . ولى چشم و گوش مادهء خام براى تفكر مىسازند . چشم و گوش را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 545
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٤٥