تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
جوانى گفته شده و چه غزلهايى در دورهء پيرى ، كار كرده بود . ) گفتم : اگر تحقيقاتى كه اخيراً مىشود نشان داد كه همين شعرى را كه تو مىگويى ، جلوتر از آن شعرها گفته است چكار مىكنى ؟ گفت : براى آن يك فكر ديگر مىكنيم . اين نشان مىدهد كه از اول ، روى لجاجت يك مدعايى را پذيرفته‌اند و كوشش مىكنند هر جور هست اينها را از اسلام و اسلام را از اينها جدا كنند . با منطق كه نمىشود جدا كرد ، ناچار همين ياوه‌ها را بايد ببافند . اين ياوه‌ها را كه مىبافند ، يك عده دانشجويى كه يك دور ديوان حافظ را نخوانده‌اند ، وقتى كه از زبان يك استاد اين حرف را مىشنوند ، ممكن است احياناً باورشان بيايد و قبول كنند كه قضيه از همين قرار است .

انسانهاى مسخ‌شده

از اينجا قرآن تقريباً به يك شاخهء اين بحث مىپردازد . فرمود : مسأله اين است كه اينها حالت لجاج به خودشان گرفته‌اند ؛ يك درجه بالاتر ، اينها موجودات مسخ‌شده‌اى شده‌اند ، روح و فكر خود را در اثر اين اعمال زشتشان و اين لجاجتها مسخ كرده‌اند ، اينها ديگر انسان نيستند . افَمَنْ يَمْشى مُكِبّاً عَلى وَجْهِهِ اهْدى امَّنْ يَمْشى سَوِيّاً عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ . اينها را تشبيه مىكند به كسى كه مُكِبِّ به صورت خود است يعنى خودش را به صورت خود انداخته است . اين را شما به دو گونه درنظر بگيريد : يا مثل چهارپايان [ و يا مثل خزندگان . ] چهارپايان از نظر جسمى با انسان اين تفاوت را دارند كه چهارپايان ( انعام به تعبير قرآن ) سرشان به پايين است ، بيشتر همان پيش پاى خودشان را مىبينند ، ولى انسان يك موجود مستقيم القامه است ، سر خودش را بلند مىكند ، جلو را مىبيند ، بالا سرش را نگاه مىكند ، طرف راستش را نگاه مىكند ، طرف چپ خودش را نگاه مىكند . بدتر از چهارپايان آن حيوانى است كه روى زمين مىخزد و اين گونه به زمين چسبيده است . قرآن مىفرمايد : اينها مانند آن حيواناتى هستند كه به رو به زمين افتاده‌اند ، اين‌طور دارند حركت مىكنند ؛ يعنى راه و روششان در زندگى ، راه و روش كسى است كه سرش را همين‌طور پايين انداخته و همان جا را مىبيند و روى زمين مىخزد يا مثل يك چهارپا راه مىرود . آيا اينها را شما مىتوانيد مقايسه كنيد با آن انسانى كه راست و مستقيم‌القامه ايستاده و راه راست را پيدا كرده است و بر اين راه