هاجر سراسيمه داشت به طرف قربانگاه مىآمد كه ناگهان ديد اسماعيل سالم دارد برمىگردد .
به اينجا كه رسيد خواست گريز بزند ، گفت : چقدر شبيه است برگشتن اسماعيل به نزد مادر ، به برنگشتن على اكبر به نزد حضرت ليلا ! ( خندهء حضار و استاد ) . واقعاً چقدر شبيه است اين داستان تورات كه مىگويد : اين اختلاف زبانها در اثر يك عصيان و گناه است ، امرى است كه نبايد باشد ، و آن كه قرآن مىگويد اين يك امر ضرورى است و از آثار حكمت الهى است و بايد باشد ؛ چقدر ايندو با همديگر شبيه هستند ! درست شباهت وجود با عدم است ، و مثل اين است كه بگوييم چقدر اين شب تاريك با يك روز روشن شبيه است !
در خلقت ، اختلاف هست ، تفاوت نيست
غرضم اين جهت است كه قرآن بسيارى از اختلافات خلقت را يك امر ضرورى مىداند ولى در عين حال مىفرمايد كه در خلقت اختلاف هست ، تفاوت نيست .
اين ، اصطلاح خود قرآن است ؛ اختلاف را اثبات مىكند ، تفاوت را نفى مىكند .
معنايش چيست ؟ اختلاف درواقع اختلاف نقش است ؛ يعنى در عالم خلقت ، در اين دستگاه كلى خلقت به هر موجودى يك نقش مخصوص به خود واگذار شده است .
نقش خورشيد غير از نقش ماه است . كارى كه خورشيد بايد انجام بدهد غير از كارى است كه ماه بايد انجام بدهد ، و كارى كه هر دوى اينها بايد انجام بدهند غير از كارى است كه زمين بايد انجام بدهد . كارى كه هوا بايد انجام بدهد غير از كارى است كه آب يا خاك بايد انجام بدهد . اين ، معنى اختلاف است . اختلاف يعنى اختلاف نقش .
تفاوت ، يك چيزى است نظير تبعيض ، كه ما در عدل الهى اين بحث را تحت عنوان « تفاوت نه تبعيض » طرح كردهايم . تبعيض يعنى چه ؟ يك وقت هست يك شىء در نقش خودش مورد توجه قرار مىگيرد و ديگرى در نقش خودش مورد توجه قرار نمىگيرد . در يك كارخانه ، يك پيچ كوچك نقشى دارد و يك چرخ بزرگ نقشى دارد . ولى از نظر آن كه اين كارخانه را اداره مىكند تفاوتى ميان آن چرخ بزرگ و آن پيچ كوچك نيست ؛ يعنى آن پيچ كوچك در جاى خودش بايد مورد رسيدگى كامل قرار بگيرد ، آن چرخ بزرگ هم بايد در جاى خودش مورد