السَّمواتِ وَ الْأرْضِ » در خلقت آسمانها و زمين فكر مىكنند و نتيجهاى كه مىگيرند اين است : « رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا » پروردگارا ما مىدانيم و ايمان داريم كه تو اينها را بيهوده نيافريدى ؛ اين حركات بيهوده نيست ، اين آمد و شدها بيهوده نيست . اينها بر اساس حقى و حقيقتى و براى منظورهاى حكيمانهاى است .
اين است كه در اينجا قرآن تعبيرش اين است ، مىگويد : فكر كنيد ، دقت كنيد ؛ هر چه بيشتر فكر كنيد و دقت كنيد تا به يك راز پى ببريد .
اينجا يك تعبير عجيبى است : « مىبينيد در مخلوقات رحمان تفاوت ميان اشياء وجود ندارد » . « تفاوت وجود ندارد » يعنى چه ؟ آيا تفاوت وجود ندارد يعنى اختلاف و چندگونگى وجود ندارد ؟ اين را كه خود قرآن جاى ديگر تأييد مىكند و بلكه خودش چندگونگى را يكى از آيات توحيد ذكر مىكند : « وَ مِنْ اياتِهِ . . . وَ اخْتِلافُ ألْسِنَتِكُمْ وَ ألْوانِكُمْ » « 1 » اختلاف زبانهاى شما جزء آيات و نشانههاى الهى است .
اختلاف رنگها و نژادها خودش يكى از آيات الهى است . نفس اختلاف و چندگونگى را نه تنها قرآن يك امر زائد و بيهودهاى نمىداند ، جزء دلائل حكمت مىشمارد . پس تفاوت در اينجا به چه معناست ؟ اين ، تفاوتى است كه با آن اختلاف منافات ندارد . حال قبل از آنكه اين [ موضوع ] را توضيح دهم ، مطلبى را عرض كنم .
افسانهاى دربارهء اختلاف زبانها
حدود سه ماه پيش مجلهء نگين - كه هر چه هست يك مجلهء علمى است و شايد تازهترين مقالات و افكار جديد امروزى در اين مجله مطرح مىشود و من اين مجله را مرتب مىگيرم و مىخوانم - مقالهاى چاپ كرده بود از فردى كه سخنرانيهاى مذهبى هم به ندرت كرده است و در نوشتههايش هم گاهى تمايلات مذهبى نشان مىدهد ، ولى اين آدمهايى كه يك علاقهاى به دين و مذهب دارند اما در عمل پايبند نيستند ، بالاخره در يك جاهايى لغزشهايى پيدا مىكنند . يك مقالهء خيلى مفصلى در دو شماره نوشته بود ، عنوانش « براى حمايت از زبان اسپرانتو » بود . « زبان اسپرانتو » زبان مخصوصى است كه سالهاست اختراع شده به عنوان اينكه زبان بينالملل باشد و درواقع اختلاف زبانها از بين برود . مىگويند زبان سادهاى است و خيلى زود
هامش
( 1 ) . روم / 22 .