تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
هستند و يك هدف كلى را - هدفى كه به همهء اينها مربوط مىشود و به هيچ كدام هم به تنهايى مربوط نيست - تعقيب مىكنند ، آنوقت قهراً معنى خاصى پيدا مىكند . كسانى كه شب براى شب‌خيزى و عبادت بلند مىشوند ، وقتى مىآيند بيرون براى مثلًا تجديد وضو و مىرسند زير آسمان ، سنت است كه اين آيات سورهء آل عمران را بخوانند : إنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَاياتٍ لِاولِى الْألْبابِ . الَّذينَ يَذْكُرونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعوداً وَ عَلى جُنوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرونَ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّار « 1 » . در خلقت اين آسمانها و زمين و در اين آمد و شد شب و روز نشانه‌هاست ، اما براى صاحبان مغز ، فكر ، عقل ( اينجا قرآن مطالبهء عقل و فكر مىكند ، مىگويد كه اين نشانه‌ها را درك كنيد ؛ ظاهربين نباشيد ، اينها را به عنوان نشانه‌هايى براى حقيقت درك كنيد ، يعنى اينها نشانه‌هايى است از حقيقتى و از حقى ) ، اولوا الالبابى كه نه تنها صاحبان خرد و فكر هستند ، صاحبان دل هم هستند ؛ صاحب‌ْخردان و صاحبدلان . ببينيد قرآن چگونه ضميمه مىكند صاحبدل بودن را با صاحب فكر بودن ؛ يعنى ايندو [ بايد ] با يكديگر توأم بشود . « اولُوا الْالْباب » صاحب عقل بودن و صاحب فكر بودن را ذكر مىكند و « ا لَّذينَ يَذْكُرونَ اللَّهَ قياماً وَ قُعوداً » صاحبدل بودن را : آنان كه چه در حالى كه ايستاده‌اند و چه در حال نشسته [ خدا را ياد مىكنند . ] اين ايستاده و نشسته تقريباً دو حال مختلف را بيان مىكند ، نه فقط مقصود همان ايستادن و نشستن ظاهرى باشد ؛ آن هم بخواهد باشد بالاخره انسان يا ايستاده است يا نشسته است يا خوابيده ، هر سه حال را بيان مىكند : در حالى كه ايستاده‌اند ، در حالى كه نشسته‌اند ، در حالى كه خوابيده‌اند ؛ يعنى ياد خدا از آنها جدا نمىشود ؛ مثل عاشقى كه به هر چيزى و به هر كارى كه سرگرم باشد در آن عمق دلش هميشه آن معشوق را مىبيند ، يعنى هيچ چيزى نمىتواند او را از معشوقش غافل كند . « وَ يَتَفَكَّرونَ فى خَلْقِ
هامش
( 1 ) . آل عمران / 190 و 191 .