خبر داده است كه هفت آسمان است .
بعد مىرسيم به هفت زمين ، كه مقصود از هفت زمين چيست ؟ در هفت زمين احتمالاتى دادهاند . گفتيم به حسب هيئت قديم كار هفت زمين خيلى مشكل بود ، يعنى توجيه كردنش جز تعبد راه ديگرى نداشت . در هيئت جديد گفتهاند شايد مقصود از « هفت زمين » همين سياراتى باشد كه در منظومهء شمسى به دور خورشيد مىچرخند ، يعنى همين عطارد و زهره و مريخ و مشترى و زحل و دو ستارهء ديگر كه اخيراً كشف كردند : اورانوس و نپتون ؛ شايد اينها هستند كه مانند زمين ما خصلت زمينى دارند ( شايد همينطور باشد ) .
روايتى از حضرت رضا عليه السلام
ولى در اينجا مفسرين روايتى از حضرت رضا عليه السلام نقل كردهاند كه اين روايت را در همهء تفاسير نقل كردهاند . آن روايت به هفت زمين ، يك شكل و معنى ديگر مىدهد ، معلوم مىشود كه زمينها غير از اين شكلْ زمينى است كه ما ابتدا تصور مىكنيم .
وقتى كه از حضرت همين آيه را سؤال كردند ، مىگويند كه اول انگشتانشان را درهم كردند و بعد فرمودند : آسمان و زمين به يكديگر محبوك است ، يعنى به يكديگر وابسته است . راوى گفت : يعنى چه آسمان و زمين به يكديگر وابسته است ؟
وابستگى ندارد ، خدا آسمان را بدون هيچ عمودى و بدون هيچ پايهاى برقرار كرده است . مگر خدا نمىفرمايد كه « اللَّهُ الَّذى رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » خداست كه آسمانها را بدون عمودى كه ببينيد برافراشته است . امام فرمود : قرآن مىگويد : « بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » بدون عمودى كه شما ببينيد « فَهُناكَ عَمَدٌ وَ لكِنْ لا تَرَوْنَها » پس اينجا عمود هست ولى شما نمىبينيد ؛ يعنى عمودهايى كه آسمان و زمين را به يكديگر وابسته كرده است [ از جنس ] آجر يا سيمان و يا آهن نيست كه كسى بخواهد ببيند ؛ وابستگى آسمان و زمين با نيروهايى است غيرمرئى ، كه اين منطبق مىشود با همين نيروى جاذبه و قوانينى كه الآن قائلاند . بعد حضرت معنى آسمانها و زمين را تشريح كرد ، دست خودش را نشان داد و فرمود : اين زمين را مىبينيد ؟ آسمانِ اول آن است كه بالاى زمين قرار گرفته است مانند يك قبّهاى . بعد فرمود : زمين دوم بالاى آسمان اول است . ( از روايت ، من به طور صريح نتوانستم بفهمم كه مقصود اين است كه يك زمينى بالاى آسمان اول است يا بالاى آسمان اول خودش براى يك موجوداتى