زمين آنهاست ) آسمان دوم به منزلهء قبهاى بر آسمان اول است ؛ يعنى اينجور نيست كه هيئتىها مىگويند كه آسمانها به يكديگر چسبيدهاند مثل پوست پياز . همينطور كه آسمان اول بر زمين مانند يك قبه است ، آسمان دوم بر آسمان اول مانند يك قبه است ، و بالاى آسمان دوم خود يك زمينى است . بعد همين آيه را خواند ، فرمود : اين است معنى قرآن كه مىفرمايد : اللَّهُ الَّذى خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ وَ مِنَ الْارْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْامْرُ بَيْنَهُنَّ .
پس اين نظريهء قرآن نظريهاى است كه هيئت قديم آن را تأييد نمىكند و بلكه تضاد و تناقض هم با آن دارد ، هيئت جديد هم تأييد نمىكند ، ولى با اين بيانى كه عرض كرديم قرآن در حدودى بحث كرده است كه از حدود هيئت جديد بيرون است ، يعنى بحثى است در زمينهء ماوراء همهء ستارگان ، و قلمرو هيئت جديد هنوز داخل ستارگان است و به نهايت ستارگان هم نرسيده است .
آسمانها ، قرارگاه ملائكه
بعد قرآن مىفرمايد : [ يَتَنَزَّلُ الْامْرُ بَيْنَهُنَّ . ما مىتوانيم از ] « 1 » آثار و روايات اسلامى بفهميم كه آسمانها به نحوى قرارگاه ملائكه هستند . البته ملائكه كه در آسمانها قرار دارند مثل انسان كه در زمين قرار دارد نيست كه يك جسمى باشد كه روى زمين بخواهد راه برود . اگر ما بخواهيم براى آنها شبيهى قائل بشويم ، مثل روحاند براى جسم ، نه مثل جسمى براى جسم ، يعنى آن ملائكه نوعى تعلق به آن آسمانها دارند آنچنانكه روحى به بدنى تعلق دارد ، اما حقيقت آنها چيست ، ما نمىدانيم . آن ملائكهاى كه امر الهى را حامل هستند و تدبير جهان را به عهده دارند ، نوعى تعلق و وابستگى به آن آسمانها دارند كه آن مقدارى كه ما درك مىكنيم از قبيل تعلقى است كه روح به بدن دارد . اين مطلبى است كه قرآن ذكر كرده است و تا اين مقدار را ما مىتوانيم بفهميم و بدانيم ، و بيش از آن شايد هنوز بايد علم بشر خيلى پيش برود تا به اين حقيقت نزديك شود .
هامش
( 1 ) چند ثانيهاى از سخنان استاد شهيد روى نوار ضبط نشده است