تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
كه پيغمبر اكرم يك چيزى را كه بر خودش حلال بوده است ، بر خود به موجب يك قسم حرام كرده است . اين فى حد ذاته يك كار جايزى است . جزء چيزهايى كه ما داريم عهد و نذر و قسم است . انسان به موجب يك نذر مىتواند چيزى را بر خود واجب يا حرام كند ، كه در باب نذر به شرط رجحان مىشود اين كار را كرد ؛ يا يك امر مباح يا مستحب را مىتواند به موجب يك قسم بر خودش واجب كند ، يا يك مكروه را بر خودش حرام كند و يا يك مباح را بر خودش حرام كند . مثلًا آدمى سيگار مىكشد ، مرتب تصميم مىگيرد كه سيگار نكشد ، نمىتواند ، بعد قسم مىخورد كه براى مدت موقت يا براى هميشه سيگار نكشم . همين‌قدر كه قسم خورد ، ديگر كشيدن سيگار بر او حرام مىشود ، يعنى اگر بخواهد بكشد بايد كفاره بدهد ؛ با يك تفاوت مختصرى كه در فقه ميان نذر و عهد و قسم مطرح است .

مفاد آيات

به هر حال يكى از مسائلى كه در فقه مطرح است اين مسأله است كه انسان با قسم مىتواند مستحبى يا مباحى را بر خود واجب كند ، مكروهى يا مباحى را بر خود حرام كند . آيه همين‌قدر نشان مىدهد كه پيغمبر اكرم يك امرى را كه بر او حلال و مباح بود به موجب قسم بر خودش حرام كرد و اين كار را براى جلب رضاى بعضى از زنهاى خودش كرد ؛ حال « براى جلب رضاى بعضى از زنها » يعنى چه ؟ آيا به اين شكل كه مثلًا آن زن تمايلى نداشت و پيغمبر اكرم براى اينكه ميل او را جلب كند [ اين كار را كرد ؟ ] يا نه ، تحت فشار اذيّت زنهاى خودش قرار گرفته بود و براى رهايى از آزار آنها اين حلال را بر خودش حرام كرد . از آيات استفاده مىشود كه اين دومى است ، چون به دنبال آن فوراً به آن دو زن خطاب مىكند : امر شما دائر است ميان توبه كردن و ادامه دادن به كار خود . اگر توبه كنيد ، بايد هم توبه كنيد كه دلهاى شما فاسد شده ، ولى اگر بخواهيد ادامه بدهيد ( تهديد مىكند ) خدا به حمايت پيغمبر برمىخيزد . پس معلوم مىشود كه مسأله مسألهء آزار بعضى از زنها بوده است ، آن هم دو زن ، چون كلمهء « انْ تَتُوبا » دارد . و باز از آيه استفاده مىشود كه پيغمبر رازى را به يكى از زنها گفت و از او پيمان گرفت كه اين راز را به كسى نگويد و اين زن بر خلاف پيمانى كه با پيغمبر داشت رفت به آن ديگرى - كه با يكديگر خيلى رفيق و دوست بودند -
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 446 | مرتضى مطهرى