مجيد است كه هفت آسمان وجود دارد . در اين جهت نص است ، و آيا هفت زمين هم وجود دارد ، اين جهت اگرچه به آن صراحت نيست ولى ظاهر همين آيه ( تنها اين آيه است كه به هفت زمين اشاره كرده است ) اين است كه هفت زمين هم وجود دارد .
بعد اين مسأله است كه امر الهى ميان اين آسمانهاست كه فرود مىآيد ، كه اين ضمناً اشارهاى است به اينكه آسمانها به يك اعتبار و به يك معنا محل حاملهاى امر الهى يعنى ملائكه و فرشتگان هستند .
اين از جمله مسائلى است كه مكرر مورد سؤال قرار مىگيرد و افرادى مىپرسند ؛ البته از مسائلى نيست كه تازه مورد سؤال قرار گرفته باشد ، از صدر اسلام مسائل هفت آسمان خصوصاً با قرينهء هفت زمين و خصوصاً با بعضى آيات ديگرى كه در زمينهء آسمان است ، مورد سؤال بوده است كه يكى از آن آيات اين آيه است .
دو آيهء نظير همديگر است كه يكى در سورهء « والصّافات » است و ديگرى در سورهء « فصّلت » . مىفرمايد : « إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْكَواكِبِ » « 1 » يعنى ما نزديكترين آسمانها را با ستارگان مزيّن كردهايم . و در يك آيهء ديگر دارد كه « وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ » « 2 » ما نزديكترين آسمانها را با مصباحها ( چراغها ) مزيّن كردهايم ، كه ظاهر قضيه مثل اين است كه ما بگوييم : اين سقف را با چراغ مزين كردهايم ، و معنايش اين است كه اين چراغها در زير اين سقف قرار گرفته است . اين هم از قديمالايام مورد سؤال بوده است كه : يعنى چه كه ما نزديكترين آسمانها را به اين چراغها مزين كردهايم ؟ ( بدونشك مقصود از چراغها ستارگان هستند ) .
در اينجا قرآن از اين نظر بيانى دارد كه به طور صد درصد نه با هيئت قديم وفق مىدهد و نه با هيئت جديد .
نظر هيئت قديم
اما از نظر هيئت قديم . هيئت قديم شكل خاصى داشت كه به طور قطع امروز منسوخ و باطل شده است و آن اين است كه قائل به نُه آسمان بود ( نُه كرسى فلك نهد انديشه زير پاى - تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان زند ) كه آنها را نُه فلك مىگفتند ، و فلك اول
هامش
( 1 ) . صافّات / 6 .
( 2 ) . مُلك / 5 .