حتى نه بندهء آخرت ، نه بندهء هواى نفس ، نه بندهء نعمت ، نه بندهء بهشت و جهنم ، فقط و فقط بندهء مناند . « وَ ادْخُلى جَنَّتى » و به بهشت من داخل شو ( اين « بهشت من » يك بهشت ديگرى است كه پاى هر كس به آنجا نمىرسد ) .
امام حسين عليه السلام ، مصداق نفس مطمئنّه
از آياتى كه راجع به مقام انسان در قرآن آمده است كه انسان چه حدى دارد [ يكى همين آيه است . امام صادق عليه السلام در باره سورهء والفجر فرمود ] « 1 » كه سورهء جد ما امام حسين است . اتفاقاً هر كسى كه سورهء والفجر را بشنود ابتدا توجهش به آيات اول اين سوره جلب مىشود . مخصوصاً بعد از پنج شش آيهء كوتاه اول ، بايد گفت اين سوره سورهء فرعون و سورهء قوم عاد است ، زيرا مىگويد : ألَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ . إرَمَ ذاتِ الْعِمادِ . الَّذى لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِى الْبِلادِ . وَ ثَمودَ الَّذينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ . وَ فِرْعَوْنَ ذِىالْأوْتادِ . الَّذينَ طَغَوْا فِى الْبِلادِ . فَأكْثَروا فيهَا الْفَسادَ . فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ .
گفتند چطور سورهء جد شماست ؟ فرمود آخرش را نگاه كن . البته سوره به فجر و مقام عبادت و عبادتهاى خاصان شروع شده : « وَ الْفَجْرِ . وَ لَيالٍ عَشْرٍ . وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ » سخن از سپيدهدم است ، سخن از شبهاى دهگانه است ( كه راجع به اينكه كدام شبهاى دهگانه است [ اختلاف است ؛ ] بالأخره شبهاى خاص بندگان خداست ) و سخن از شفع و نماز شفع است ، دو ركعت از يازده ركعت تهجّد ، سخن از وتر و نماز وتر است .
« وَ اللَّيْلِ إذا يَسْرِ » سوگندها به چنين چيزهايى ؛ يعنى طلوع و ابتدا و آغاز اين سوره به اين آيات است . بعد ، اين آيات عاد و ثمود و فرعون مىآيد ، ولى در آخر دوباره سوره به اول خودش برمىگردد .
گفتند چگونه اين سوره سورهء جد شما حسين بن على است ؟ فرمود آن آيهء آخرش را ببينيد ؛ يعنى مصداق اين آيه امام حسين بود . خدا به زبان تكوين و به زبانى كه مصداق ظاهرِ واضح اين آيه او بود [ اين سخن را فرمود ؛ ] امام حسين در كربلا به اين نداى الهى پاسخ مىگفت ؛ يعنى از در و ديوار صداى حقيقت بلند بود : اى حسين ، اى داراى اين آرامش و طمأنينهء الهى ، چون به مقام طمأنينهء الهى رسيدهاى ديگر هيچ چيزى تو را تكان نمىدهد ، هيچ ناراحتى و سختى و مصيبتى ؛ تويى آن
هامش
( 1 ) . [ چند ثانيهاى از سخنان استاد شهيد روى نوار ضبط نشده است . ]