خيال مىكنند فرود آوردن يعنى از يك مكان بالايى ، از يك كرهء بالا مثلًا كرهء ماه آورده باشند . به اين معنا قرآن هم فرود نيامده . خدا كه در آسمان قرار ندارد كه قرآن را بسازد و از آسمان به اينجا بفرستد . آن فرود آوردن از عالم غيب براى عالم دنيا ، مكان ندارد . آن نسبت به اين علوّ مرتبه دارد ، مثل اينكه مىگوييم خدايى كه قاهر است بر همهء ما . خدا كه قاهر است ، نه اينكه بالاى سر ما قرار دارد . خداوند چون عالى است و علوّ معنوى دارد ، مىگوييم بالاى سر ماست . پس به اين معنى قرآن هم فرود نيامده است ، و خود قرآن در بعضى آيات مىگويد : همه چيز را ما فرود آورديم . آهن را هم ما فرود آورديم ( وَ أنْزَلْنَا الْحَديدَ ) « 1 » . در يك آيه مىفرمايد : « وَ إنْ مِنْ شَىْءٍ إِلّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إلّابِقَدَرٍ مَعْلومٍ » « 2 » همه چيز را ما فرود آورديم ؛ زمين را ما فرود آورديم ، آسمان را هم ما فرود آورديم . آسمان را از كجا فرود آوردند ؟
آسمان را از آسمان فرود آوردند ؟ ! يعنى همه چيز از نزد ماست . اين فرود آمدن يعنى همه چيز با ارادهء ما پيدا شده است .
پيامبر مذكِّر و يادآورنده است
ديگر اينكه چرا پيغمبر اكرم به عنوان « ذكر » ياد شده است ؟ كلمهء « ذكر » يعنى يادآورى . در فارسى شايد ما تعبير دقيقى نداشته باشيم ؛ كلمهء « بيدارى » را احياناً مىشود به كار برد ، كلمهء « يادآورى » را مىشود به كار برد ، كلمهء « آگاهى » را هم مىشود به كار برد . كلمهء « يادآورى » شايد به معنى اين آيه نزديكتر باشد . چه مىخواهد بگويد ؟ ما معلمى داريم و مذكِّرى . معلم كارش اين است كه چيزى را كه ما نمىدانيم به ما ياد مىدهد . بچه كه سر كلاس مىرود معلم مطالبى را كه تاكنون به ذهن بچه نيامده است براى اولين بار به او ياد مىدهد . قرآن نسبت به پيامبر كلمهء « معلم » را به كار برده : « وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكونوا تَعْلَمونْ » « 3 » پيامبر معلم مردم است . اين شك ندارد . ولى مذكّر كار ديگرى دارد . خيلى چيزها به طور مبهم در ذهن مردم هست ، اما حالت يك انسان خوابآلود را دارند . گاهى مىبينيد كسى چيزى را به انسان مىگويد و او مىگويد مرا بيدار كردى ؛ يعنى چيز جديدى به من ياد ندادى ،
هامش
( 1 ) . حديد / 25 .
( 2 ) . حجر / 21 .
( 3 ) . بقره / 151 .