بترسيد . منظور قرآن كريم چيست ؟
مراد از دشمنى همسران و فرزندان
« إنَّ مِنْ أزْواجِكُمْ » يعنى بعضى از زنان يا بعضى از شوهران شما . ازواج جمع زوج است . مىفرمايد بعضى از همسران و بعضى از فرزندان شما دشمن شما هستند . آيا مقصود همين دشمنى ظاهرى و كينهتوزى است كه گاهى زن و شوهر از يكديگر تنفر پيدا مىكنند و دشمن و خصم يكديگر مىشوند به طورى كه هر يك مىخواهد كارى به ضرر ديگرى انجام دهد ؟ گاهى پدر و فرزند با يكديگر تا حدى دشمن مىشوند كه شمشير به روى يكديگر مىكشند . آيا قرآن اين را مىخواهد بگويد ؟
اين چيزى است كه همهء مردم درك مىكنند . كسى با زنش اختلاف داشته باشد خودش بهتر از ديگران مىداند ؛ با بچهاش اختلاف داشته باشد اين را بهتر مىداند .
مراد قرآن اين نيست ، بلكه منظور كارهاى دشمنانه است در عين اينكه اين كارها دوستى است . چون [ مثلًا پدر خود را ] دوست دارند دشمناند و اين آنجاست كه دوستى آنها با دوستى خدا تعارض پيدا مىكند . شأن نزول آيه اين است : مؤمنى در مكه به رسول اكرم صلى الله عليه و آله ايمان مىآورد . خود ايمانآوردن در مكه مستلزم يك سلسله محروميتهاست . زن و بچهء انسان نه از اين جهت كه با او دشمن هستند ، بلكه از باب نصيحت ، خيلى دوستانه چيزهايى به او مىگويند : رهايش كن ، اصلًا حلاوت زندگى را از خودت و از ما گرفتهاى و ما را دچار ناراحتى و رنج و تعب كردهاى . آن مؤمن به مرحلهاى مىرسد كه مىخواهد مهاجرت كند . مهاجرت شوخى نيست .
مهاجرت يعنى چه ؟ يعنى تمام خانمان را درهم ريختن . آنوقت است كه همسر مىآيد گريهكنان به دست و پا مىافتد و هزار جور وظيفه و تكليف شرعى براى آدم درست مىكند و فرزند به نوعى ديگر . همسر ، بچهء شيرين دو سالهء خودش را مىآورد و مىگويد : آخر حيفت نمىآيد كه اين بچه را به امان خدا رها كنى ؟ تو كه از اينجا به روى ديگر برگشت ندارى .
شك ندارد كه انسان نسبت به خاندان خودش مسؤوليت بزرگى دارد . اين آيه معنايش اين نيست كه انسان مسؤوليتى را كه نسبت به همسر و فرزندان خود دارد فراموش كند ، ولى اين را بايد توجه كند كه يك مسؤوليت الهى هم هست . آنجايى كه يك فرد مىخواهد به ميدان شهادت برود ، آنجا چه ؟ ملاحظات خانوادگى در نهايت