توضيح مىدهيم و بعد مجموع آيه را تفسير مىكنيم .
معناى كلمهء « مصيبت »
كلمات « أصابَ » و « مُصيبَة » در اينجا آمده است . اصل اين لغت يعنى مادهء « أصابَ يُصيبُ » به معناى رسيدن است ، ولى رسيدن چيزى از بالا . اگر چيزى از بالا به پايين بيايد ، به اين امر « صوب » مىگويند . اين بيت در مطوّل آمده است :
وَ كَأَنَّ مُحْمَرَّ الشَّقيقِ إذا تَصَوَّبَ أوْ تَصَعَّدَ * أعْلامُ ياقُوتٍ نُشِرْنَ عَلى رِماحٍ مِنْ زَ بَرْجَدٍ « 1 »
گل شقايق را توصيف مىكند : آن شقايق قرمز به تبع حركت باد گاهى سر را پايين مىگيرد و گاهى بالا ، گويى پرچمهايى از ياقوت است كه بر روى نيزههايى از زبرجد قرار دادهاند . چون خود گل قرمز است و ساقه سبز ، شاعر چنين گفته است . غرض از بيان اين بيت ، اين كلمهء « تصوّب » است كه در مقابل « تصعّد » قرار گرفته است .
« تَصَعَّدَ » يعنى بالا رفت و « تَصَوَّبَ » يعنى فرود آمد . اين رسيدن از بالا به پايين ، هم در مورد نعمت و رفاه و هم در مورد مصيبت و ناراحتى در قرآن به كار رفته است :
« ما أصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ » « 2 » . كلمهء « اصاب » هم در مورد خوبى و هم در مورد بدى به كار رفته است . پس مادهء « اصاب » به معناى فرود آمدن چيزى از بالاست ، اعم از آنكه آن چيز خوب باشد و يا بد .
ولى لغت « مصيبت » كه از همين مادهء « اصاب » است و اسم فاعل مفرد مؤنث از باب افعال است بيشتر اختصاص پيدا كرده است به حادثهاى كه براى انسان ناراحتكننده و به اصطلاح حادثهاى سوء باشد ، حادثهاى كه در آن سختى و رنج و ناراحتى باشد ؛ ديگر به حادثهء خوب مصيبت گفته نمىشود . مادهء « اصاب و يصيب » در مورد خوبيها هم اطلاق مىشود ولى كلمهء « مصيبت » اختصاص پيدا كرده است به حادثههايى كه به انسان مىرسد و رنجآور و ناراحتكننده است .
ضمناً معلوم شد كه قرآن كريم در اين تعبيرى كه در باب نعمات و در باب بلايا و شدائد و سختيها و حوادثى كه به انسان مىرسد به كار برده است ، به اعتبار انتسابى
هامش
( 1 ) . مطوّل ، فن بيان ، باب تشبيه ، ص 313 از چاپ حروفى .
( 2 ) . نساء / 79 .