تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
چيزى كه استعداد رسيدن به كمال و غايتى را دارد به طورى كه آن چيز به نهايت خودش برسد . يك تخم گل مىتواند همان ابتدا فاسد شود ، جوانه از زمين كه بيرون آمد مىتواند به خاطر نرسيدن آب يا امر ديگرى از بين برود . ولى پروراندن گل اين است كه كمالات و استعدادات گل به نهايت برسد ؛ تا آنجا كه ممكن است شكوفه كند و گل بدهد . خداوند كه « رب‌ّالعالمين » است ، يعنى استعدادهايى را كه در ذات موجودات هست به فعليت مىرساند . استعداد انسان و بلكه هر موجودى در دنيا پايان نمىپذيرد . انسان استعداد بقا دارد و خداى رب‌ّالعالمين و پرورش‌دهندهء موجودات ، انسان را تا آنجايى كه مىتواند برود مىبرد . پس در ضمن يك قسم برهان مطلب هم گفته شده است . خداوند متعال مكرّر در قرآن مىفرمايد خلقت « عبث » نيست ، بيهوده و بدون هدف و غايت نيست ؛ چنين نيست كه اشياء در وسط راه معلق و فانى شوند . خداى متعال در نهايت امر هر موجودى را به هر حدى كه بايد برسد مىرساند و حد نهايى انسان جاودانگى و باقىماندن است . پس اينكه فرمود : « سوگند به پروردگارم كه پروردگار همهء جهانيان است شما مبعوث مىشويد » يعنى بعث شما شأنى از شؤون ربوبيت حق‌تعالى است . « ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ » بعد خبر داده مىشويد به آنچه انجام داده‌ايد . « لَتُنَبَّؤُنَّ » از مادهء « نبأ » است و « نبأ » يعنى خبر ، اطلاع ، آگاهى . اين فعل ، مجهول است و با نون تأكيد ثقيله آمده است ؛ يعنى قطعاً و شديداً خبر داده مىشويد به تمام اعمالى كه انجام داده‌ايد . مقصود از خبردادن و آگاه‌كردن انسان در اينجا چيست ؟ خبردادن يك وقت مثل خبردادن‌هايى است كه در دنياست . مثل اينكه براى يك نفر در جايى پرونده‌اى تشكيل داده‌اند و بعد از چند سال كه خودش هم فراموش كرده كه چه كرده است ، محتواى پرونده‌اش را به او اطلاع مىدهند كه در فلان وقت چنين كردى و در اوقات ديگر چنان . ولى قرآن آياتش يكديگر را تفسير مىكنند . در بعضى آيات مىفرمايد كه خود اعمال انسانها در آنجا حضور دارند ؛ يعنى خود اعمال انسان را به انسان ارائه مىدهند و كتاب انسان كه همان كتاب نفس انسان است ، اين كتاب پيچيده در